Skip to main content
فهرست مقالات

داستان/ صبح سپید

نویسنده:

(5 صفحه - از 59 تا 63)

خلاصه ماشینی:

"دوستش داشتم و تمام عواطف و محبتم برای او بود،و لب‌ به سخن می‌گشودم و شکایت می‌کردم و بازگو می‌کردم که من نیازم به توست‌ لبخندی زده و با ملایمت می‌گفت من هم‌ چنینم اما چه کنم که نیازم بر پایه اعتقاد است اگر اعتقاد نداشتم نمی‌توانستم تو را داشته باشم و بدان قبل از اینکه نیازم به تو باشد به عشقم به خدا و دین خدا و ملت‌ خدا و رهبر خدایم است و این احساس‌ حقارت در وجودم هست که تو همسر عزیزم و فرزندم عاملی برای امتحانم‌ شوید،و ترسم از خدا این است که نکند ضعیف باشم و در این امتحان موفق نشوم، و سپس ادامه می‌داد که ای مادر فرزندم و ای آرامش دهنده روحم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.