Skip to main content
فهرست مقالات

اقتصاد سیاسی ایران در دوره جمهوری اسلامی

نویسنده:

(44 صفحه - از 311 تا 354)

کلیدواژه ها : اسلام ،توسعه ،ایران ،جمهوری اسلامی ،بورژوازی ،دموکراسی ،بنیادگرایی ،نوگرایی ،خرده‌ بورژوازی

کلید واژه های ماشینی : سیاسی ،اقتصادی ،صادرات ،اسلامی ،ایران ،دولت ،اقتصاد سیاسی ایران ،انقلاب ،جمهوری اسلامی ،صنعتی ،نفت ،ارزی ،بورژوازی ،توسعه ،تولید ،اصلاحات ،انقلاب اسلامی ،تجاری ،سنتی ،دورهء جمهوری اسلامی ،اجتماعی ،درآمدهای نفتی ،درآمد ،صادرات غیرنفتی ،اقتصاد ایران ،بازار ،جنگ ،رویکرد ،جمهوری اسلامی ایران تغییرات ،منظر اقتصاد سیاسی

از منظر اقتصاد سیاسی در جمهوری اسلامی ایران تغییرات مهمی، متفاوت از ماهیت و محتوای انقلاب اسلامی،در حوزه‌های مختلف‌ صورت گرفته است.این تغییرات طی چهارده دوره،از نوگرایی به‌ بنیادگرایی و سنت‌گرایی در حوزهء فرهنگ و ایدئولوژی،از سرمایه‌داری‌ صنعتی و جهت‌گیری بورژوایی در اقتصاد به سرمایه‌داری تجاری و جهت‌گیری خرده بورژوایی،و در حوزهء سیاسی از دموکراسی لیبرال و کثرت‌گرایی سیاسی به نوعی دموکراسی توده‌ای،تئوکراسی و پوپولیسم، صورت گرفته است.مقالهء حاضر می‌کوشد روند شکل‌گیری جریانهای‌ فکری را در پیوند با رویکردهای اقتصادی و ایجاد جناح‌های سیاسی و بلوک‌های قدرت،بررسی نماید(رابطهء ایده‌ها با منافع و مواضع سیاسی)و با توجه به ماهیت گفتمان و گروه‌ها و جابجایی آنها در هرم قدرت،امکان یا عدم امکان تحقق توسعه و دموکراسی در ایران را مورد ارزیابی قرار دهد.

خلاصه ماشینی:

"دکتر سید احمد موثقی*اقتصاد سیاسی ایران در دورهء جمهوری اسلامی**چکیده: تغییرات و تحولات فرهنگی-سیاسی و اقتصادی-اجتماعی در دورهء جمهوری اسلامی را رهبری حزب جمهوری اسلامی و بانیان آن،با کنترل شورای انقلاب و با نهادسازی گسترده و با رویکردی ایدئولوژیک،به تدریج در برابر سیاست‌های گام‌به‌گام و عمل‌گرایانهء دولت موقت‌ جناح راست با منطق تجاری،به تدریج شکل گرفت و در دورهء دوم نمود یافت،منطق تولیدی داشت که پس از جنگ و نابودی زیرساخت‌های اساسی کشور،با آغاز ریاست جمهوری‌ البته پایان جنگ با تقویت ناسیونالیسم و تأکید بر ملت و وطن و ایران و منافع ملی نیز همراه شده بود. (ص 39)این کارخانه‌ها و صنایع سودآور نبوده و صادرات محصولات آنها همواره با سوبسید است که برای ایران درآمد ارزی تأمین نمی‌کند. رویکرد تجاری،اصلاحات اقتصادی کارگزاران و دولت هاشمی در منطق درونی خود نیز فاقد جهت‌گیری توسعه‌ای بود و عمدتا در قالب رشد اقتصادی،به صورتی گفتمانی و ایدئولوژیک، حاکم،به نحوی که خود کارگزاران و بورژوازی دولتی نیز درگیر این تعارض منافع بودند و دولت‌ سیاست‌های اقتصادی دولت خاتمی تا حدود زیادی ادامهء سیاست‌های دورهء هاشمی بود. جدید شکل‌گرفته در دورهء دوم بود و هم خود به افزایش این انتظارات و توقعات دامن زد و تقویت جامعهء مدنی انعکاس یافت ولی اینکه از کجا و چگونه دولت اصلاحات باید آنها را تأمین کند،آن هم در فضایی از تنش و درگیری و بی‌ثباتی و به نحوی غلیظ سیاسی- اصلاحات سیاسی را دنبال می‌کردند،از نظر پایگاه اجتماعی نیز خود از اقشار خرده بورژوا و طبقهء پایین برخاسته و نمی‌توانستند به منطق تولید و انباشت سرمایه و سرمایه‌داری ملی و"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.