Skip to main content
فهرست مقالات

جلوه های «بهشت» و «دوزخ» در شعر و ادب فارسی

نویسنده:

ISC (17 صفحه - از 176 تا 192)

کلید واژه های ماشینی : بهشت، دوزخ، حور، شاعر، عارفان، آب، جهنم، قرآن، زن، حق

خلاصه ماشینی: "میزان عدل نصب کنند از برای خلق یک سر سبک برآید و یک سر گران شود بندند باز بر سر دوزخ پل صراط هر کس ازو گذشت مقیم جنان شود وآن کس که از صراط بلرزید پای او در خواری و عذاب ابد جاودان شود اشرار را حرارت دوزخ کند قبول واحرار را عنایت حق سایبان شود بس شخص بینوا که ورا از علو قدر عسرت سرای جنت اعلی مکان شود بس پیر مستمند که در گلشن مراد بوی بهشت بشنود و نوجوان شود خرم دلی که در حرم آباد امن و عیش حق را به خوان لطف و کرم میهمان شود این کار دولت است نداند کسی یقین «سعدی» یقین به جنت و خلدت چه سان شود؟17 سنائی، شاعر عارف قرن پنجم هجری در جایی دیگر از «حدیقة الحقیقه» که به بیان آراء و عقاید و حالات صوفیه پرداخته و در اشعار خود معانی زهد و عرفان و اوج کمال آدمی را نقل می‌کند؛ به «بهشت» و «دوزخ» با تأویلاتی که خاص عارفان است نگریسته و چنین می‌گوید: در جهانی که عقل و ایمان است مردن جسم زادن جان است تن فدا کن که در جهان سخن جان شود زنده چون بمیرد تن دشمن جان، تن است خاکش دار کعبه حق دل است، پاکش دار مرغ و حور از بهشت ابدان است حکمت و دین بهشت یزدان است آنکه در بند حور و غلمان است نیست خواجه که از غلامان است تو چه دانی بهشت یزدان چیست؟ چه شناسی که جنت جان چیست؟ کی برد شهوتت ترا به بهشت تات حور و قصور باید و کشت دلـی آخـر بدسـت کـن روزی که در او باشدت ز دین سوزی وآن کسانی که مرد این راهند از نهاد زمانه آگاهند ستم دوسـت را چو از در اوسـت دوست دارند که دوست دارد دوست18 سعدی نیز همین اندیشه را در بوستان خود بارها آورده است از جمله می‌گوید: اگر عاشقی دامن او بگیر و گر گویدت جان بده گو بگیر بهشت تن آسانی آنگه خوری که بر دوزخ نیستی بگذری19 یکی پیش شوریده حالی نبشت که دوزخ تمنا کنی یا بهشت؟ بگفتا: مپرس از من این ماجرا پسندیدم آنچ او پسندد مرا20 غوغای عارفان و تمنای عاشقان حرص بهشت نیست که شوق لقای توست21 جامی نیز در همین مضمون گوید: گر کند جای به دل عشق جمال ازلت چشم امید به حوران بهشتی ننهی آن جا که سخن از «دوست» می‌رود؛ همه انبیاء الهی و اولیاء و اوصیاء حق و عارفان به حق واصل و عارفان و سالکان طریقت از «او» سخن می‌گویند و برای «او» در راه وصول گام می‌زنند و هر سختی و ناملایمی را به جان می‌خرند و تنها «رضایت و رضوان» «خدا» را می‌طلبند؛ نه از «بهشت» دم زنند و نه از عذاب و جهنم سوزان او پروایی دارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.