Skip to main content
فهرست مقالات

یک داستان کوتاه: شاهنامه

نویسنده:

(1 صفحه - از 111 تا 111)

کلید واژه های ماشینی : شاهنامه، داستان کوتاه، اسب، کدخدا، داستان‌های کوتاه امین فقیری، امین فقیری، ادبی، رودخانه، جایگاه داستان کوتاه در ادبیات، یک‌داستان کوتاه

خلاصه ماشینی:

"در این مجموعهء اخیر،یکی از داستان‌های کوتاه امین فقیری،داستانی‌ است به نام شاهنامه. در این داستان کوتاه،در کمال ایجاز و اختصار و در نهایت گیرایی و رسایی،نشان داده می‌شود که شاهنامه،این‌ شاهکار بزرگ فردوسی،که بر صدر آثار ادبی ایران و جهان نشسته‌ و روایتگر هویت و شخصیت مردم این است،چقدر در میان عموم‌ مردم نفوذ معنوی ریشه‌دار و عمیق دارد و پهلوان محوری شاهنامه،که‌ تجسم بسیاری از خصایل و ویژگی‌های برتر اخلاقی در میان ایرانیان‌ است،از چه جایگاه بالایی در میان ایرانیان برخوردار است. به دشت نگاه کردم؛به کوه و اسب و رودخانه که از ایوان مدرسه پیدا بود. با نهیب بنیان‌کن کدخدا به‌ راه افتاد؛گویی پرنده‌ای بود که از مقابل دیدگانم دور می‌شود. این‌بار کدخدا صبح آمد؛آرام روی خانهء زین جا خوش کرده بود. سرم را بلند کردم و به دشت نگاه می‌کردم: کدخدا روی تپهء کنار رودخانه نشسته بود و اسبش کنارش می‌چرخید."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.