Skip to main content
فهرست مقالات

قوای ادراک باطنی از دیدگاه دو حکیم مسلمان (ابن سینا- صدرالمتألهین)

نویسنده:

(6 صفحه - از 75 تا 80)

کلید واژه های ماشینی : ادراک ،نفس ،قوای ادراک باطنی ،ابن‌سینا ،طبیعیات ،قوه ادراکات حواس ظاهری ،اسفار ،صدر المتألهین ،جسم ،متخیله ،حس ،حس مشترک ،درک ،انسان ،خیال ،شفا ،حواس ظاهری ،اثبات ،نفس انسانی ،تعریف قوه و تعریف نفس ،صور ادراکی ،قوای ادراک باطنی توضیح‌داده‌شده ،قوه متخیله صور ادراکی ،ابن‌سینا و صدر المتألهین ،تعدد قوا ،نفس ناطقه ،جایگاه قوای ادراک باطنی ،تعریف ،نفس انسانی ادراک کلیات ،دلیل بر تعدد قوا

و مراد از«آلی»این است که دارای آلات و اندام باشد؛ یعنی،اعضا و اجزاء غیرمتشاکلی داشته باشد که هرکدام‌ عمل خاصی را انجام دهند. با وجود مشابهت تعریفی که فلاسفه اسلامی برای‌ نفس ارائه داده‌اند با تعریف ارسطو،فلاسفه اسلامی هرگز همچون ارسطو،تمام نفوس را صورت ندانسته‌اند.فارابی‌ تصریح‌4می‌کند که انسان،مرکب از دو جوهر است که‌ یکی از عالم خلق است و دیگری از عالم امر و ابن سینا می‌گوید.5برخی از نفوس منطبع در ماده نیستند و حال‌ آنکه صورت،امری است منطبع در ماده. ابن سینا و صدر المتألهین،هردو نفس،را مبدأ آثار و افعال حیات می‌دانند؛6یعنی آن جوهری است که علت و منشأ افعال و آثاری از قبیل تعذیه و نمو و ادراک و... است.این آثار که بعنوان آثار حیات شناخته می‌شود،فقط از موجودات زنده صادر می‌شود نه از تمام موجودات،و بنابر اصول علیت باید علتی داشته باشد،آن علت یقینا جسمیت آن موجودات نیست زیرا در اینصورت این آثار باید از تمام اجسام ناشی شود،بنابرین در این موجودات‌ زنده،جوهری هست که علت بروز این آثار است. یادآوری این نکته نیز لازم است که نفس،دارای‌ اقسامی است،فلاسفه اسلامی چهار نوع نفس را نام‌ برده‌اند،7نفس نباتی،نفس حیوانی،نفس انسانی و نفس‌ فلکی.هرکدام از انواع نفوس دارای عرض خاصی است؛ برای مثال،عرض خاص نفس نباتی نمود و تولیدمثل‌ است و عرض خاص نفس حیوانی ادراک جزئیات و حرکت ارادی است و عرض خاص نفس انسانی ادراک‌ کلیات است. در این مقاله ابتدا،تعریف قوه و تعریف نفس بیان و سپس انواع و جایگاه قوای ادراک باطنی توضیح داده‌ شده است.پس از آن،مهمترین مسئله‌ای که در بحث قوا باید به آن توجه داشت؛یعنی،مسئله ملاک تعداد قوا، بررسی و معلوم شده است که اختلاف افعال،دلیل بر تعدد قوا نیست،حتی در جایی که دو فعل کاملا ضد یکدیگر باشند.انفکاک دو قوه از یکدیگر هم بگونه‌ای که‌ یک قوه از بین برود و قوهء دیگری باقی بماند،قابل اثبات‌ نیست،هرچند مطلب صحیحی است. اقسامی که برای قوای ادراک باطنی ذکر شده است، عبارتند از:حس مشترک،خیال،متخیله،واهمه و حافظه. در مورد حس مشترک و خیال این نتیجه حاصل شده است‌ که هیچ دلیلی بر تغایر این دو قوه وجود ندارد،بلکه یک‌ قوه است که صور ادراکی را از حواس ظاهری گرفته،در خود،حفظ می‌کنند. درباره قوهء متخیله،پس از تحلیل دلیلی که ابن سینا برای‌ اثبات این قوه بیان می‌کند،معلوم شده است که این دلیل، گرفتار اشکالاتی است که صدرا آنها را نقل کرده است. دربارهء قوهء واهمه پس از بیان دلیل ابن سینا برای اثبات‌ این قوه،معلوم شده است که هرچند اشکال صدرا به این‌ دلیل وارد نیست.ولی اصل دلیل باطل است و مدرکاتی‌ که به این قوه نسبت داده می‌شود،یا بدون هیچ واسطه‌ای، مستقیما با علم حضوری درک می‌شود و یا مطابی است‌ که انسان با استدلال به آنها دست می‌یابد. از آنجا که قوهء خاصی بنام واهمه قابل اثبات نیست، بحث دربارهء قوهء حافظه بیمورد خواهد بود،زیرا این قوه‌ بعنوان قوه‌ای معرفی شده است که مدرکات قوه واهمه را حفظ می‌کند. از تمام تحلیلها و بررسیهایی که در این مقاله انجام‌ 2Lگرفته است،این نتیجه بدست آمده است که برای نفس‌ ناطقه که مدرک کلیات است،فقط یک قوهء ادراک باطنی‌ قابل اثبات است که آن قوه ادراکات حواس ظاهری را می‌پذیرد،در خود حفظ می‌کند. از هر موجود دارای نفس،افعال مختلفی صادر می‌شود؛برای مثال،گیاه تغذی،رشد و تولیدمثل می‌کند و حیوان علاوه بر این افعال،احساس و حرکت ارادی دارد. بطور کلی افعالی که از موجودات دارای نفس حیوانی و یا انسانی صادر می‌شود،برخی از قبیل ادراک است و برخی‌ از قبیل حرکت.فلاسفه مبدأ و منشأ صدور هریک از این‌ افعال را قوه‌ای دانسته‌اند که مانند ابزاری برای نفس است و نفس بوسیله آنها این افعال را انجام می‌دهد.گاهی کلمهء «قوه»گفته می‌شود ولو آن مبدأ فعل خود نفس و آلت و ابزار برای نفس باشد. اکنون که معنای قوه معلوم شد،لازم است به تعریف‌ نفس نیز اشاره شود:فلاسفهء اسلامی،1بپیروی از ارسطو،2 نفس را«کمال اول»جسم طبیعی آلی می‌دانند که افعال‌ حیاتی از آن جسم صادر شود.منظور آنها از کمال اول آن‌ چیزی است که نوعیت نوع،متقوم به آن است،3در مقابل‌ کمال ثانی که بعد از تمامیت نوع پیدا می‌شود و زاید بر نوعیت آن است؛برای مثال،کمال اول گیاه،صورت نباتی‌ است،ولی رشد،نمو و تغذیه کمال ثانی آن است و مقصود از جسم طبیعی شکل پذیرفته باشد،در مقابل جسم‌ مصنوعی که بوسیلهء انسان بشکل خاصی ساخته می‌شود

خلاصه ماشینی:

"ملاک تعدد قوا قبل از پرداختن به قوای ادراک باطنی باید نخست‌ پیرامون این مسئله بحث شود که ملاک تعداد قوای نفس‌ چیست؟بعبارت دیگر:از کجا می‌توانیم وجود قوای‌ متعدد را کشف کنیم؟ ابن سینا دو ملاک ذکر می‌کند:مخلاک اول این است‌ که‌31هر قوه فقط می‌تواند یک نوع فعل انجام دهد،بنابرین‌ (4)-محمود قاسم،فی النفس و العقل الفلاسفه الا غریق و الاسلام، ج 4،مصر،مکتبة الانجلو،9691،ص 37. بنظر می‌رسد بیانات صدرا از استحکام کافی برخوردار نباشد؛زیرا انسان قبل از ادراک کلیات،این مفاهیم جزئی‌ را درک می‌کند،بعبارت دیگر انسان،ابتدا مصادیق محبت‌ را درک و سپس مفهوم کلی محبت را انتزاع می‌نماید،ولی‌ باید توجه داشت که درک مصادیق محبت مستقیما و با علم حضوری است و نیازی به قوه‌ای بنام واهمه نداریم، ازاینرو،استدلال ابن سینا برای اثبات وجود قوه واهمه‌ استدلال صحیحی نیست،زیرا مدرکاتی که به قوهء واهمه‌ نسبت داده می‌شود،برخی از آنها با علم حضوری درک‌ می‌شود؛مانند محبتها و دشمنیهایی که انسان در خویشتن‌ در مورد موجودات خارجی احساس می‌کند،و برخی‌ دیگر با استدلال برای انسان معلوم می‌شود،مانند محبتها و دشمنیهایی که انسانهای دیگر در مورد موجودات‌ خارجی دارند. اشکالات ادلهء اثبات قوای واهمه،حافظه و متخیله‌ بتفصیل بیان شد و در مورد قوهء حس مشترک و قوه خیال‌ معلوم شد که دلیلی بر مغایرت آنها با یکدیگر نداریم، بلکه می‌توانیم بگوییم یک قوه هست که تمام صور ادراکی در آن منطبع می‌شود و محفوظ می‌ماند؛یعنی‌ نفس انسانی بوسیلهء ابزارها و اندامهای حسی، محسوسات ظاهری را ادراک می‌کند و مستقیما،به‌ حالات نفسانی خود علم حضور دارد و صورت این‌ مدرکات نفس در قوه‌ای منطبع و در همان قوه حفظ می‌شود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.