Skip to main content
فهرست مقالات

تحقیقی درباره تبنی و زید بن حارثة

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 51 تا 70)

کلید واژه های ماشینی : زید بن حارثة ،دعی ،تبنی ،زید بن حارثه ،پیامبر ،اسلام ،سریه ،صلبی ،خانواده ،روایت ،آیین ،پسری به‌نام زید بن حارثه ،حارثه ،مکه ،قبیله ،احوال زید بن حارثه ،ابطال ،آیین تبنی ،ابطال آیین تبنی ،خدا ،رسول خدا ،پیامبر اکرم ( ص ) ،حارثه پدر زید ،ابطال تبنی ،رسول اکرم ( ص ) ،حضرت خدیجه ،الغاء آیین تبنی ،نام پدرانشان ،پدر زید ،پیامبر زید

خلاصه ماشینی:

"به روایت ابن اثیر و سهیلی این دسته زائر،زید را در مکه دیدار کردند،و ضمن شناسائی،او را از اندوه پدرش آگاه ساختند،زید نیز شرح هجران خویش و مشخصات مولای خود را باز گفت،او نیز وضع خویش را ضمن‌ ابیاتی برای پدر و دیگر خویشان نشان داد: احن الی قومی و ان کنت نائیا بانی قطین البیت عند المشاعر فکفوا من الوجه الذی قد شجاکم‌ و لا تعلموا فی الارض نص الاباعر فانی بحمد الله فی خیر اسرة کرام معد کابرا بعد کابر2 سیاق و لحن مأخذ نشان می‌دهد که سراینده ابیات خود زید بوده است،ازاین‌رو باید پذیرفت که در آن هنگام زید بیش‌از هشت سال داشته و در سنی به سر می‌برده‌ است که بر سرودن شعر قادر بوده است و یا توانائی کافی در حفظ اشعار داشته است. به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی‌ از سر خواجگی کون و مکان برخیزم و یا این بیت سعدی را زمزمه می‌کرد: سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو گریزد که بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی چنانکه صاحب استیعاب روایت می‌کند:پدر زید هنگامی‌که این دل‌بستگی و مجذوبیت فرزند خویش را نسبت به پیامبر دید،سخت برآشفت و با خشم تمام زید را مورد عتاب قرار داد و گفت:آیا بندگی را بر شرف و عزت آزادی رجحان می‌دهی،و آیا حسب و نسب خود را فراموش می‌کنی؟3 پیامبر اکرم(ص)که خشم حارثة را دید،از جای برخاست،دست یزید را بدست‌ گرفت و او را به مسجد الحرام و در کنار حجر الاسود یا حجر اسماعیل برد،آنگاه تمام‌ مردمی را که در مسجد الحرام حاضر بودند،گواه گرفت و فرمود:ای مردم همه بدانید و گواه باشید که از این پس زید فرزند من است،وارث من است و نیز من وارث او خواهم‌ بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.