Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی دیدگاه کارنپ در مورد علم تألیفی پیشین

نویسنده: ؛

زمستان 1379 - شماره 68 علمی-پژوهشی (24 صفحه - از 257 تا 280)

کلیدواژه ها : علم تألیفی پیشین ،تألیفی و تحلیلی ،تحلیلیت ،حذف مابعدالطبیعه ،تحلیل منطقی زبان ،صدق منطقی ،قرارداد گرایی ،اصل تحقیق پذیری تجربی ،اصل تأیید پذیری تجربی ،معنا

کلید واژه های ماشینی : کارنپ ،علم تألیفی پیشین ،تألیفی ،تألیفی پیشین ،تحلیل منطقی زبان ،الطبیعه ،کارنپ با تحلیل منطقی ،اصل تحقیق‌پذیری تجربی ،پیشین ،تحقیق‌پذیری ،کارنپ با تحلیل ،اصل تحقیق‌پذیری ،منطقی ،تحلیل منطقی ،کارنپ در نفی قضیه ،تحقیق‌پذیری تجربی ،نفی علم تألیفی پیشین ،اصل تحقیق ،صدق منطقی ،حکم تألیفی پیشین ،منطقی زبان ،کارنپ با تحلیلی ،کارنپ در نفی ،الطبیعه از طریق تحلیل ،تمایز تحلیلی و تألیفی ،الطبیعه از علم ،طریق تحلیل منطقی زبان ،قضایای تحلیلی ،شناخت تألیفی پیشین ،احکام ریاضی

رودلف کارنپ منکر هرگونه علم تألیفی پیشین است. دلیل عمدة او بر نفی هرگونه شناخت (علم) تألیفی پیشین، تعریف معناداری بر طبق اصل تحقیق پذیری تجربی و یا تأیید پذیری تجربی است. بر طبق این تئوری، جمله ای که قابلیت آزمون و تأیید تجربی را نداشته باشد، شبه قضیه، مهمل و فاقد معناست. این گونه از جمله ها، هر چند به نظر می آید که مسأله ای را مطرح می کند اما در واقع مسأله نماست که بر اثر سوء استعمال زبان و ابهام زبان طبیعی پدید می آید. لذا با کاربرد تحلیل منطقی زبان در مورد این گونه از جمله ها معلوم می شود که اساسا مسأله ای در کار نبوده است و وجه مغالطی بودن این گونه از قضایا روشن می شود. کارنپ با اینکه برای احکام ریاضی ضرورت صدق قائل است، و به همین دلیل، این گونه از احکام را نوعی تعمیم احکام تجربی نمی شمارد، مع ذلک آنها را ناقض تجربه گرایی نمی داند. چون به نظر او این گونه از احکام از نوع تحلیلی است و صدق و کذب آنها تنها با معلوم ساختن معانی واژه های آنها معلوم می گردد. حقایق بنیادین منطق که محک و معیار تحلیلیت است مبتنی بر تعریف ضمنی کلماتی است که در آنها به کار می رود. نظریة کارنپ در نفی قضیه تألیفی پیشین، مبتنی بر اصل تحقیق پذیری تجربی، و تمایز تحلیلی و تألیفی است. اصل تحقیق پذیری و یا تأیید پذیری تجربی شدیدا مورد نقض و ایراد است و لذا جز نامی از آن در تاریخ فلسفه باقی نمانده است. کارنپ با تحلیل منطقی زبان، نتوانسته است وجه مغالطی بودن دست کم بسیاری از نظامهای مابعدالطبیعی مطرح را نشان دهد. مثالهایی که از مابعدالطبیعه می آورد و به تحلیل آنها می پردازد عمدتا بر گرفته از آثار هگل و هایدگر است و لذا می توان نقدهای او را ناظر به فلسفة ایده آلیسم آلمان دانست.

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.