Skip to main content
فهرست مقالات

تحلیل تاریخی غزلی از حافظ

نویسنده:

ISC (18 صفحه - از 51 تا 68)

کلید واژه های ماشینی : شاه شیخ ابو اسحاق اینجو، شاه شیخ ابو اسحاق، غزل، شاه شیخ ابو اسحق، حافظ، اینجو، شاه، رسیدن شاه شیخ ابو اسحاق، فارس، شاعر

حافظ شاعری است صاحب درد که واقعیتهای روزگار در شعرش متجلی‌ است.او در غزل مورد نظر که آن را در سوک به قتل رسیدن شاه شیخ ابو اسحاق اینجو سروده،با بیانی شاعرانه دولت مستعجل او را ارزیابی می‌کند.برای درک بهتر این‌ غزل سیاسی و اجتماعی ضرورت دارد تاریخ ایران و بویژه اقلیم فارس در قرن هشتم و دولتهای آل اینجو و آل مظفر مورد بررسی قرار بگیرد.به همین دلیل مقالهء حاضر به‌ پژوهش دربارهء حکومت خاندان اینجو پرداخته است.

خلاصه ماشینی:

"به این جهت همواره غزل برآنیم تا چنین نکاتی را یادآور شویم: یاد باد آن‌که سر کوی توأم منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود راست،چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک‌ بر زبان بود مرا آنچه ترا در دل بود دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد عشق می‌گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود آه از آن جور و تطاول که درین دامگه است‌ آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود در دلم بود که بی‌دوست نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود دوش بریاد حریفان به خرابات شدم‌ خم می‌دیدم خون در دل و پا در گل بود بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق‌ مفتی عقل درین مسأله لا یعقل بود راستی خاتم فیروزهء بو اسحاقی‌ خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود دیدی آن قهقه کبک خرامان حافظ که ز سرپنجهء شاهین قضا غافل بود (041/702) شاعر،روزگار خوش گذشته را فرایاد می‌آورد و با حسرت از آن روزگار باد می‌کند. علامه محمد قزوینی در ذیل همین قصیده می‌نویسد:«به احتمال قوی این‌ قصیده خواجه باید اشاره باشد به محاربات سنه 457 ما بین دو خصم مزبور در حوالی شیراز و فتح شیراز بالاخره به دست امیر مبارز الدین و فرار شیخ ابو اسحاق‌ با جمعی از اقربا و امرا به شولستان،که دیگر شیخ ابو اسحاق بعد از آن روی سعادت‌ ندید و سه سال بعد از آن در سنه 757 یا 857 به دست دشمن سفاک و بی‌باک خود گرفتار و کشته شد»."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.