Skip to main content
فهرست مقالات

وجوه مشترک و متفاوت در دیدگاههای استاد شهید مطهری و استاد غلامرضا سعیدی نسبت به آرای اقبال لاهوری

نویسنده:

ISC (24 صفحه - از 65 تا 88)

کلید واژه های ماشینی : اقبال، استاد شهید مطهری و استاد، شهید مطهری و استاد غلامرضا، مطهری و استاد غلامرضا سعیدی، اسلامی، اقبال لاهوری، استاد، استاد سید غلامرضا سعیدی، کلیات اشعار فارسی اقبال، دیدگاههای استاد شهید مطهری، مطهری و استاد سید غلامرضا، دینی، فکر، علامه محمد اقبال لاهوری، اشعار، عللامه محمد اقبال لاهوری، غرب، اندیشه‌های اقبال لاهوری، استاد غلامرضا سعیدی نسبت، پاکستان، جهان اسلام، حیات، آرای اقبال لاهوری، شخصیت، احیای فکر دینی در اسلام، فرهنگ، خدا، عرفان، عشق، ملت

این مقاله،با مقدمه‌ای دربارهء انقلاب صنعتی در مغرب زمین و عواملی که به‌ واسطهء تهاجم فرهنگ منحط غرب به کشورهای اسلامی در احیای تفکر دینی و ظهور احیاگرانی نظیر عللامه محمد اقبال لاهوری در دورهء معاصر مؤثر هستند،آغاز می‌شود. سپس به نقش حیاتی که اقبال در تأمین استقلال مسلمانان شبه قارهء هند و تشکیل کشور پاکستان دارد،می‌پردازد،و تأثیری را که این مصلاح فرزانه در تحول فکری جهان اسلام‌ در پنجاه سالهء اخیر و شخصیتهای اصلاح‌طلبی چون استاد شهید مطهری و استاد سید غلامرضا سعیدی داشته است مشخص می‌کند و در ادامهء این بحث وجوه مشترک و متفاوتی را که در نظریات این دو استاد موجود است،مورد بررسی قرار می‌دهد.

خلاصه ماشینی: "تعصبات قومی و فرقه‌ای و ملئ‌گرایی افراطی(شوونیسم)از عوامل اصلی‌ دور کردن ایشان از اتحاد و اتفاق و مانع اعتصامشان به«حبل الله»شده است،و مبارزه‌ای که آن بزرگمرد با تهاجم فرهنگ منحط مغرب و در خنثی کردن نیرنگهای‌ چشم‌افسای فرنگ و فرنگیان و دانش منهای خدای غربیان آغاز کرد،و برای تحقق‌ شعار سراسر شعور:«ق‌ نه شرقی و نه غربی بل اسلامی»کوشیده،و ضمن اشعاری لطیف‌ و آموزنده نظیر قلعهء ذیل،رسالت خویش را در دفاع اسلام،وحدت اسلامی و احیای‌ تفکر دینی در اسلام،و جرأت بخشیدن به مسلمانان برای مبارزه در راه احقاق‌ حقشان به انجام رسانید: بیا ساقی نقاب از رخ برافکن‌ چکید از چشم من،خون دل من‌ به آن لحنی که نه شرقی نه غربی است‌ نوایی از مقام لاتخف زن‌1 و فریادهای برخاسته از سر درد آگاهی او موجب بیداری ملتهای مشرق‌ زمین-خاصه مسلمانان شبه قارهء هند-شد و منجر به ایجاد کشور و مستقل پاکستان‌ گردید،موضوعی که نگارنده این سطور آن را زمانی چنین به سلک نظم درآورده‌ است: به یاد مرد سخن عارف بزرگ اقبال‌ کسی که شرق ز فریاد او به هوش آمد نواد دلکش شعرش به فارسی دری‌ به جان غمزده،چون نغمهء سروش آمد به یاد او که زانفاس قدسی‌اش اسلام‌ دوباره زنده شد و هم به جنب و جوش آمد: -------------- (1)-کلیات اشعار فارسی اقبال،همان،ص 218،اقبال،دانش منهای خدا و بدون ارزشهای معنهوی‌ غریبان را در اشعاری این گونه وصف کرده است: دانش حاضر حجاب اکبر است‌ بت‌پرست و بت‌فروش و بتگر است (کلیات،ص 28) به راه او برو ای طالب فضیلت و حق‌ که تار چنگ وی این گونه در خروش آمد به عشق جوی کمال و شرافت ورادی‌ چه دوستی است کز آن زندگی چو نوش آمد «ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع» که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد: نمیرد او و بماند همیشه جاویدان‌ کسی که مرد و از او عالمی به جوش آمد با تأملی در آثار شادروانان استاد مطهری و استاد سعیدی،ملاحظه می‌شود که آنان با این گونه تعبیرات ارزنده بر واقعیتهای مذکور مهر تأیید نهاده‌اند،و در بزرگداشت آن‌ بزرگ مصلح مسمانان،چنین رقم زده‌اند: از شهید مطهری:«اقبال لاهوری را قطعا یک قهرمان اصلاح در جهان اسلام‌ باید به شمار آورد..."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.