Skip to main content
فهرست مقالات

فهلویات مغربی تبریزی

نویسنده:

ISC (17 صفحه - از 121 تا 137)

کلید واژه های ماشینی : فهلویات ،مغربی ،گیتی ،معنی ،آذری ،کلمه ،مغربی تبریزی ،اژ ،عشق ،لهجه‌های ،اویان ،کیش ،مهر ،فعل ،کوشن ،حق ،مخفف ،اشعار مغربی کلمه‌ای موجود ،اشعار مغربی ،دشت ،بورر ،مقاله ،ناد چشم یان اچ ،ک مقالهء سابق ،اچ اویان ،اژ چشمان ،ناد کوشن ،اشعار مغربی موجود ،اشعار مغربی فعل ،در اشعار

خلاصه ماشینی:

"باتوجه به اشکالات فوق تا هرجا ممکن بود در اصلاح کلمات کوشیده و صورتیرا را که بنظر صحیح میآمد در داخل دو ابرو آورده‌ام و کلماتیکه اضافه شده در داخل گیومه گذاشتم‌ و دربارهء اصطلاحات عرفانی و طرز اندیشهء مغربی در این اشعار نیز باید بنکات زیر توجه شود 1-مغربی نیز همه‌جا مانند شیخ صفی بجای حق و خداوند کلمهء«اویان» را بکار برده(ر ک مقالهء سابق) 2-از اصطلاحات مخصوص او کلمات«نویوان»و«پیر»است که اولی را در مورد«زندهء عشق»و«جویای حق»و دومی را در مورد«گیتی»و«چرخ» بکار برده و همچنین منظور او همه‌جا از کلمه ژبونده(زنده)زندهء عشق است که‌ هرگز نمیمیرد چنانکه عرفای دیگر نیز همین عقیده را داشته‌اند و بگفتهء حافظ: هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق‌ ثبت است بر جریدهء عالم دوام ما 3-مغربی در اشعار خود همه‌جا بعهد الست توجه دارد و مانند سایر عرفا روان‌ خود را منبعث از حق مطلق میداند که خارج از حدود مکان و زمان است و بهمین‌ جهت غالبا بشخصیت ازلی خود اشاره کرده و بزبان حال و مقال میگوید: بودم آنروز من از سلسلهء دردکشان‌ که نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان 4-کلمهء اهنام یا اهنامه در اشعار مغربی زیاد بکار رفته و منظور از آن‌ ولایت حقه و عشق خداوندی میباشد و همچو بنظر میرسد که این کلمه از اصطلاحات‌ مخصوص بزبان اذری بوده چنانکه در اشعار دیگران نیز دیده میشود این کلمه در موردیکه مضاف الیه یا مفعول بواسطه واقع شده بصورت«چهنام» یا«چهنامه»درآمده 5-در اشعار مغربی کلمه‌ای موجود است که آنرا«ناد»یا«ناو»میتوان‌ خواند و در مورد محبوب و«یار»بکار رته و اگر مصحف و محرف«یار»نباشد ناچار باید تصور کنیم که از اصطلاحات مخصوص باوست ولی وجه تناسبی که او را بقبول این اصطلاح وا داشته بر من مجهول است ممکن است تصور شود که«ناد»از جملهء«ناد علیا مظهر العجائب»استهاره‌ شده یا«ناو»است بمعنی کشتی و چون بموجب خبر مثل اهل بیتی کمثل سفینة نوح‌ من تمسک بهانجی و من تخلف عنها فقد غرق»علی(ع)و اولاد او سفینهء نجات هستند مغربی کلمهء«ناو»را کنایه از نام«علی(ع)»آورده و چیزی‌که تا حدی این حدس اخیر را تائید میکند تعصب شدید مذهبی زمان اوست که ترکمانان بر تبریز حکومت میکرده‌ و عموما اهل سنت و مخالف شیعیان بوده‌اند،شاید او از راه تقیه این کلمه را بجای«نام» علی(ع)برای خود انتخاب کرده چنانکه در دیوانش نیز بعلت همین تقیه نامی از علی(ع)نبرده(؟) 6-همچنین در آخر مصراعهای یک دو بیتی کلمه‌ای بصورت«اتر»تکرار شده که هیچ محملی برای آن نمیتوان پیدا کرد مگر تصور شود مصحف ایژ و آن نیز محرف عیش‌ باشد و با«انز»محرف«انس»است(؟)و چون دسترسی بنسخه‌های دیگری ندارم ناچار حل آنرا بعهدهء آینده وا میگذارم:اینک اشعار: 1-منو(هنو؟1)گیتی بند(نبر؟)2 اچ نیستی هست‌ که بد(بر؟)یان 3(و)دلم جویان سر مست hanu giti nabor ac ni?sti hast ke bor ya?no delom-juya?ne sarmast معنی:هنوز گیتی از نیستی هست نشده بود که دل‌وجان من جویان سرمست بود 2)-نبد(نبر؟)اچ یان و دل نام و نشانی‌ کوا 4 یان من اویان عهد می‌بست nabor ac ya?n o del na?m o nes?a?ni keva?"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.