Skip to main content
فهرست مقالات

شیخ صنعان

نویسنده:

ISC (23 صفحه - از 394 تا 416)

خلاصه ماشینی:

"اما خواجه که بودش سر نماز دراز بخون دختر رز خرقه را قصارت کرد قس-منطق الطیر خود صلوة وصوم بیحد داشت او هیچ سنت را فرو نگذاشت او و-قرب صد تصنیف در دین یادداشت‌ حفظ قرآن را بسی استاد داشت‌ -عشق میبازد کنون با زلف و خال‌ خرقه گشتش مخرقه حالش محال غزل 143 بعزم مرحلهء عشق پیش نه قدمی‌ که سودها کنی اراین سفر توانی کرد جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی‌ غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد قسر-منطق الطیر نیست یک تن در همه روی زمین‌ کو ندارد عقبه‌ای در ره چنین‌ گر کند این عقبه قطع این جایگاه‌ راه روشن گرددش تا پیشگاه‌ ور بماند در پس این عقبه باز در عقبت ره شود بروی دراز و-در میان شیخ و حق از دیرگاه‌ بود گردی و غباری بس سیاه‌ این غبار از راه او برداشتیم‌ در میان ظلمتش نگذاشتیم‌ آن غبار اکنون زره برخاسته‌ تو به بنشسته گنه برخاسته غزل 146 فروغ ماه میدیدم زبان قصر او روشن‌ که رو از شرم آن خورشید در دیوار میآورد سراسر بخشش جانان طریق لطف و احسان بود اگر تسبیح میفرمود اگر زنار میآورد ر ک غزل 77 چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت‌ شیوهء جنات تجری تحتها الانهار داشت همچنین منطق الطیر از قضا دیدند عالی منظری‌ بر سر منظر نشسته دختری‌ در بهشت حسن و از برج جمال‌ آفتابی بود اما بی‌زوال‌ آفتاب از رشک عکس روی او زردتر از عاشقان در کوی او غزل 170 زاهد خلوت نشین دوش بمیخانه شد از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست‌ باز بیک جرعه می عاقل و فرزانه شد شاهد عهد شباب آمده بودش بخواب‌ باز به بیرانه سر عاشق و دیوانه شد مغبچه‌ای میگذشت راهزن دین و دل‌ در پی آن آشنا از همه بیگانه شد تا جائیکه فرموده است‌ دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد قس-منطق الطیر گرچه خود را قدوهء اصحاب دید چند شب او این چنین در خواب دید کز حرم در رومش افتادی مقام‌ سجده میکردی بتی را والسلام همچنین تو به دختر ترسا و بازگشت وی بعالم وحدت غزل 78: هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند و انکه این کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن‌ شکر ایزد که نه در پردهء پندار بماند صوفیان و استدند از گرو می‌همه رخت‌ دلق ما بود که در خانهء خمار بماند خرقه‌پوشان دیگر مست گذشتند و گذشت‌ قصهء ماست که در هر سر بازار بماند تا-داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند مقایسه شود با استنباط صریح و حتمی خواجهء بزرگوار شیراز از حکایت شیخ صنعان‌ مامریدان رو بسوی کعبه چون آریم چون‌ رو بسوی خانهء خمار دارد پیر ما همچنین مقایسه شود با گفتگوی شیخ و مریدان هنگام مراجعت ایشان بکعبه و اقمت شیخ‌ در دیار حبیب."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.