Skip to main content
فهرست مقالات

همه را قدر نتواند بود، دیدن آنچه علی گوید

نویسنده:

(1 صفحه - از 38 تا 38)

کلید واژه های ماشینی : دیدن، قدر، عشق، معشوق، عاشق، ندای دیدن معشوق، دیدن جمال روحانی معشوق، جمال، عشق و دیدن جمال، حب

خلاصه ماشینی: "(به تصویر صفحه مراجعه شود) همه را قدر نتواند بود، دیدن آنچه علی‌ گوید م. حامد (به تصویر صفحه مراجعه شود) همه را قدر نتواند بود،دیدن هر آنچه که علی گوید. ماللتراب و رب الارباب؟» کسب فضیلت عاشق،از مشعوق است و عشق بر اوست که‌ اینچنین ندای دیدن معشوق را در خیال عاشق می‌پراکند. «اشکم ز غم تو هر شبی خون باشد» در این میانه،سخن از عشق به معشوق را هرکس گوید، باید که نگاه در او انداخت تا دامنهء شکوه محبت و ولای او را، توان دید. چشمه حب علی روان است، اما صد حیف که رهگذران بر این زلال رود،چشمانشان بسته بر حقیقت پاک است. نه که گویم،باز آمده و نمی‌رود،می‌رود و نمی‌رود،به سان‌ همان جمله پرمعنی سلمان پارسی که بعد از ماجرای سقیفه‌ فرمودند:«کر داذ و نکر داذ» این دو فعل را هزاران با دیگر در تاریخ عمر عشق بتوان‌ دید دیده‌اند،اما دیدنشان همان ندیدن است،و چه دور است، فاصله دیدن و ندیدن."

صفحه:
از 38 تا 38