Skip to main content
فهرست مقالات

فصاحت و بلاغت نهج البلاغه

نویسنده:

(3 صفحه - از 6 تا 8)

کلید واژه های ماشینی : فصاحت و بلاغت نهج‌البلاغه، نهج‌البلاغه، کلام، زمینه فصاحت و بلاغت نهج‌البلاغه، ابن نباته، شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، عرب، کتاب، قرآن، میدان فصاحت و بلاغت

خلاصه ماشینی:

"5. نویسنده کتاب«الطراز»(امیر یحیی علوی)در کتاب خود جمله‌ای از جاحظ نقل می‌کند،می‌گوید:«این مرد که یکه‌تاز میدان‌ فصاحت و بلاغت بود،در سخنی چنین گفته:هرگز کلامی بعد از کلام خدا و پیامبرش به گوش من نخورده،مگر این‌که با آن مقابله‌ به مثل کرده‌ام،جز کلمات امیر المومنین«کرم الله وجهه»که من‌ توان مبارزه با آن را هرگز در خود نیافتم؛سخنانی همچون:«ما هلک امرء عرف قدره؛کسی که ارزش وجود خود را بشناسد هرگز هلاک نمی‌شود»،«من عرف نفسه عرف ربه؛آن‌کس که خویش را بشناسد پروردگارش را شناخته است»،«المرء عدو ما جهل؛انسان‌ دشمن چیزی است که نمی‌داند»و«و استغن عمن شئت تکن‌ نظیره و احسن الی من شئت تکن امیره و احتج الی من شئت تکن‌ اسیره؛از هرکس می‌خواهی بی‌نیاز شو تا همانند او باشی و به‌ هرکس می‌خواهی نیکی کن تا امیر او باشی و به هرکس می‌خواهی‌ نیازمند باش تا اسیرش شوی»! یکی از شارحان معروف نهج البلاغه«شیخ محمد عبده» پیشوای بزرگ اهل سنت و نویسنده معروف عرب در مقدمه کتابش‌ بعد از آن‌که اعتراف می‌کند که تصادفا از وجود این کتاب شریف‌ یعنی نهج البلاغه آگاهی یافت!-که این خود نکته بسیار قابل تاملی‌ است-مطالب بسیار بلندی درباره نهج البلاغه می‌گوید،از جمله این‌ که: «هنگامی که بعضی از صفحات نهج البلاغه را از نظر گذراندم‌ و در بخشی از عباراتش از مواضع مختلف دقت کردم و موضوعات‌ گوناگونی را مورد توجه قرار دادم،در نظرم چنین مجسم شد که گویی‌ در این کتاب،جنگهای عظیم و نبردهای سنگینی برپاست،حکومت‌ در دست بلاغت و قدرت در اختیار فصاحت است و اوهام و پندارها بی‌ارزشند،سپاه خطابه و لشکرهای فصاحت،در صفوف منظم بر اوهام هجوم آورده و با سلاح دلایل قوی بر وسوسه‌ها حمله‌ور شده‌اند."

صفحه:
از 6 تا 8