Skip to main content
فهرست مقالات

داستان/ مخلوق

(3 صفحه - از 42 تا 44)

کلید واژه های ماشینی : مخلوق، آتش، چوپانی، دیو، زمین، هبوط، پرندگان، خلاشه، دریا، روحمان

خلاصه ماشینی:

"با تل‌های‌ گوشتین خاکستری،نهنگ‌ها و دلفین‌ها و کوسه‌ها و بسیار آبزیان،با بدنهای ترکیده و زخمی و باله‌های از هم دریده‌شان افتاده در کویر چه بود آن زمین؟با لاشه‌های متعفن‌ اسبان و شیران در کناره دریا که موجهای‌ پرغلیژن و بخارآلود،یالهایشان را به بازی‌ گرفته بود؟چه بود آن دریا؟که شراره‌های‌ آتش از میانجای موجهایش به بالا بر می‌جهید و کفش چون طشت مسینی گداخته‌ بود؟و در آن میان چه می‌کردند بهائم و درندگان و چرندگان؟از گور اسب‌های‌ وحشت‌زده تا خیل کردگدن و زرافه،غزال و گوریل و یوزپلنگ و ببر با پوست‌های سوخته‌ و تن‌های پربخار و خون‌آلود؟وای بر ما و آن دریاییان که مخلوقات گرفتارش آنچنان‌ سمکوب و چنگ‌افشان،آنچنان شاخ‌کوب، با دهانهای دریده از درد و خشم و وحشت از سر و کول هم بالا می‌رفتند!بینوا گوزنها با آن شاخهای بلند پیچاپیچ که سر و گردن به‌ عبث می‌جنباندند و عجزو و ترس در چشمان‌ درشتشان می‌جوشید!شگفتا چه می‌رفت بر باقی‌شان در میانه دریاها در چرخه گرداب‌ که چنان غلتاغلت،سر و دم و دهان و دندان‌ و یال و سمهایشان درهم می‌پیچید؟در آن‌ دوار پربخار گرداب چه جهنمی پنهان بود که‌ در آن‌گاه سر زرافه عیان می‌شد،گاه تنه‌ غزال،گاه سنجاب سوخته‌پوست و گاه آهوی‌ چشم‌دریده و ناگاه خرطومی از آن میان، کاسه پشتی از شانه پلنگ آویخته و یا جستن‌ ناگهانی بوزینه‌ای برشته و عریان که پا بر سر روباه می‌نهاد و وحشتش را جیغ می‌کشید سپس و سپس،فرورفتن جملگی‌شان در چرخه آب جوشان و گرداب؟!مگرچه روی‌ داده بود؟چه روی داده بود که نعره‌های‌ جگرسوز و ناله‌ها،غرشهای دردآگین،جیر و جیر زنگ‌دار و آه‌های واپسین و فرو خورده‌ در غرشت پایان‌ناپذیر گرداب و کوبش موج و قل‌قل آب کنایه از دوزخ موعود بود؟وای بر ما از تصور دوباره چنان دوزخی که در دایره‌ای‌ کنار دریایش جسد جان‌شدگان سوخته‌پوست‌ بود با صورتهای مسخ که درد در بن دندانهای‌ نیششان محبوس گشته بود!آن دوزخ ما بود یا دوزخ مخلوقاتمان؟آتشخانه جسم آنان بود یا آتشکده روحمان؟و آن پرواز آتشین دیگر چه کابوسی بود؟آنگاه که در نیمه غربی‌ گویا شهابی آتشین بر زمین فرو نشست و سرانجام معلوممان گشت که پرنده‌ی پر و بال سوخته‌ای بیش نبوده است که با پر و بالهایش آتش گرفته،چون گلوله‌ای از آتش، پرواز آتشینی نموده است."

صفحه:
از 42 تا 44