Skip to main content
فهرست مقالات

وقت آن آمد که خیزد ساقی و ساغر دهد

نویسنده:

(3 صفحه - از 16 تا 18)

خلاصه ماشینی:

"از جمله در یک قصیده گفته: با خرد باش،یک دل و همبر چون نبی با علی به روز غدیر و در قصیدهء دیگری آورده: بیاویزد آن کس به غدیر خدای‌ که بگریزد از عهد روز غدیر و در همان قصیده گفته است: شرف چیز به هنگام پدپد آید از او چون پدید آمد تشریف علی روز غدیر بر سر خلق مر او را چو وصی کرد نبی‌ این به اندوه در افتاد از او،آن به ز حیر او سزاید که وصی بود نبی را در خلق‌ که برادرش بد و بن عم و داماد و وزیر پشت احکام قران بود به شمشیر خدای‌ بهتر از تیغ سخن را نبود هیچ ظهیر ناصر خسرو،در قصیدهء دیگری با مطلع: پشتم قوی به فضل خدای است و طاعتش‌ تا در رسم مگر به رسول و شفاعتش نیز،پس از تجلیل از پیامبر اکرم(ص)و دین اسلام آورده: آگاه تو نئی که پیمبر که را سپرد روز غدیر خم،به منبر،ولایتش‌ آن را سپرد کایزد،مردین و خلق را اندر کتاب خویش بد و کرد اشارتش همچنین در قصیده دیگری،ناصر خسرو واقعهء غدیر خم را مورد اشاره‌ قرار داده و گفته،: عرش این عرش کسی بود که در حرب رسول‌ چو همه عاجز گشتند،بدو داد لواش‌ آنکه معروف بدو شد به دو جهان روز غدیر وز خداوند ظفر خواست پیمبر به دعاش‌ هر خردمند بداند که بدین وصف علی است‌ چو رسید این همه اوصاف به گوش شنواش سنایی غزنوی نیز اشعاری فراوان در مدح و منقبت مولا علی(ع) گفته و از جمله در کتاب حدیقة الحقیقه خود پس از یک مقدمهء منثور عربی‌ زبان به ستایش علی(ع)گشوده: نایب مصطفی به روز غدیر کرده در شرع خود،مر او را امیر سر قرآن بخوانده بود به دل‌ علم دو جهان و راشده حاصل‌ بهر او گفته مصطفی به اله‌ کای خداوند؛وال من والاه شاعران قرن هفتم تا دهم هجری هم اشعار فراوانی در مدح علی(ع) (به تصویر صفحه مراجعه شود) سروده‌اند و برخی از آنان،بدون اشاره به کلمه غدیر،عبارات«من کنت‌ مولاه»و«وال من والاه»را ذکر کرده‌اند."

صفحه:
از 16 تا 18