Skip to main content
فهرست مقالات

شکل گیری هویت فرهنگی دختران نوجوان اسلام آباد کرج

نویسنده:

ISC (24 صفحه - از 123 تا 146)

کلید واژه های ماشینی : هویت، محله، شکل‌گیری هویت فرهنگی دختران نوجوان، شکل‌گیری هویت، شهر، هویت جمعی، هویت فرهنگی دختران نوجوان اسلام‌آباد، مهاجران، شکل‌گیری هویت جمعی، اجتماعی

مقاله حاضر، حاصل پژوهشی میدانی است که در محله ای مهاجرنشین و حاشیه نشین به منظور بررسی موضوع هویت در میان دختران نوجوان نسل دوم صورت گرفته است. با توجه به خصلت پویای هویت و اینکه هویت جمعی، پیوسته در ارتباط با جایگاه و منزلت جمعی در میان سایرین و آگاهی از این جایگاه شکل می گیرد، هدف این بررسی، کنکاش در پویایی های دینامیسم شکل دهنده به هویت جمعی این افراد بوده است. رویکرد روش شناختی در این مطالعه، رویکردی انسان شناختی است. به این معنی که با استفاده از روش های کیفی و ژرفایی جمع آوری اطلاعات و با نگرشی از درون و بدون مؤلفه های از پیش تعیین شده برای این هویت جمعی، سعی شده است تا به شناخت این پویایی های هویتی و مولفه های تشکیل دهنده آن ها بپردازیم. این مطالعه، به سه نوع پویایی هویتی انسجام زا، انسجام زدا و بینابینی در این افراد رسیده است که در آن میان، پویایی هویتی انسجام زا، در مقایسه با دو دیگر، پویایی هویتی غالب بوده است، بدین معنی که، علی رغم منزلت پایین این محله در شهر، اکثریت افراد مورد مطالعه، خود را به صورت مثبت به آن متعلق دانسته اند. نتایج بدست آمده از این پژوهش در مجموع نشان می دهد که این محله، به عنوان محله ای یک پارچه و منسجم قابل معرفی است که افراد مورد مطالعه ساکن آن تمام نیازهای اجتماعی و فردی خود را درون محله برطرف می کنند و در بستر زندگی روزانه خود، بدون تنش و تعارض قابل توجهی در رابطه با هویت جمعی شان، زندگی می کنند و بدون در نظر گرفتن شرایط فقر، زندگی بسامان و یک پارچه ای دارند.

خلاصه ماشینی:

"نتایج بدست آمده از این پژوهش در مجموع‌ نشان می‌دهد که این محله،به عنوان محله‌ای یک‌پارچه و منسجم قابل معرفی است که افراد مورد مطالعه ساکن آن تمام نیازهای اجتماعی و فردی خود را درون محله برطرف می‌کنند و در بستر زندگی‌ روزانه خود،بدون تنش و تعارض قابل توجهی در رابطه با هویت جمعی‌شان،زندگی می‌کنند و بدون‌ در نظر گرفتن شرایط فقر،زندگی بسامان و یک‌پارچه‌ای دارند. بنابراین،این افراد که از سویی از هویت‌های قبلی‌ خود جدا شده‌اند و از سوی دیگر،در محیطی قرار گرفته‌اند که به نحوی شیوه‌های زندگی‌شان‌ را زیر سؤال برده،احساس ناراحتی می‌کنند و دچار نوعی عدم‌تعادل روانی و حساسیت‌ (پارک در انصاری،1369)شده و به نوعی از جانب خودشان و نیز از سوی جامعه بزرگتر،در انزوای اجتماعی قرار می‌گیرند،لذا در واکنش به این شرایط،قادر می‌شوند با ایجاد همبستگی‌های درونی،هویت گروهی محکمی را برای خود ایجاد کنند تا به نوعی با کمک آن‌ از یک‌سو از عواقب روانی ناشی از طردشدگی و انزوا در امان بمانند(هریسون،1363)و از سوی دیگر،این شبکه در قالب همیاری‌های محلی،کارکردهای مثبتی را در برطرف کردن‌ نیازهای مختلف و وافر آنان در زندگی جدید برایشان به انجام رساند. اما در این رابطه چیزی که مهم است و در یک بافت حاشیه‌ای به ظاهر سست دور از انتظار می‌نماید،این است که این شواهد،یعنی برتری قابل توجه پویایی هویتی انسجام‌زا،و نیز مؤلفه‌های درونی،شکل‌دهنده به آن،به نوعی می‌توانند نشان‌دهنده این باشد که محله مورد نظر،پتانسیل درونی قابل ملاحظه‌ای برای انسجام بخشیدن به ساکنان خود دارد،به‌طوری‌که،با وجود این‌که اکثریت قابل توجهی از افراد مورد مطالعه،در اوج شکل‌گیری هویت و حساسیت‌های مختلف ناشی از آن هستند و نیز از رابطه نابرابر بین محله و سایر محله‌ها و هویت محکوم محله خود آگاهی دارند،خود را به‌طور مثبتی با محله تعیین هویت می‌کنند،و گرایش به انسجام و یکپارچگی شدن با هویت جمعی خود را دارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.