Skip to main content
فهرست مقالات

نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی

نویسنده:

ISC (8 صفحه - از 213 تا 220)

کلید واژه های ماشینی : ادبی، ادبیات، اجتماعی، انسان‌شناسی ادبیات، انسان، نمودهای فرهنگی و اجتماعی، زن، بز، ادبیات فارسی، عرصه انسان‌شناسی ادبیات

بررسی وضعیت وجود آدمی و نسبت آن با تاریخ و فرهنگ، شاید محوری ترین مساله ای باشد که در عرصه انسان شناسی ادبیات می بایست هماره مورد توجه واقع گردد. و البته پرسشگری در این مقوله، به گفته مارتین هایدگر، تقوای تفکر است. )هایدگر، 1377: 42 ( حال انسان شناسی ادبیات می کوشد با توسل به بازنمودهای آدمیان در آثار ادبی به شناخت انسان اهتمام ورزد. به عبارت دیگر برای شناخت انسان از وجود او، پا را بیرون می نهد و به تجلیات وجودیش در شیوه زندگی، اقتصاد، خانواده، مذهب، هنر و ... روی می آورد. انسان شناسی ادبیات معطوف به این رویکرد دیالکتیک در آن مساله اساسی است ...

خلاصه ماشینی:

"لیکن آن‌چه مورد توجه این نوشتار است،جستارهایی از نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی است که ماده آن‌ها به معنای دقیق در حوزه ادبیات قرار می‌گ‌یرد. 36)به نظر می‌رسد آن‌چه باعث شده که‌ روح الامینی پیروزی صریح بز را شکست پنهان‌ قلمداد نماید،وامداری او به تطورگرایی‌3است، فرضیه‌ای که حضور سنگین آن در سراسر اثر احساس می‌شود نشانه‌های تأویلی‌اش در مورد شاهنامه به خوبی آشکار است. ارداویرافنامه برای‌ انسان‌شناسان از این جهت واجد اهمیت است‌ که در آن می‌توانند انسان قرن پنجم میلادی و مختصات رفتاری او را مشاهده کنند،کاری که‌ روح الامینی سعی نموده با توجه به روایت‌ اردوایراف انجام دهد و رفتارها و کردارهای‌ ایرانیان آن روزگاران را به لحاظ ارزش‌ اجتماعی فرهنگی‌شان دسته‌بندی نماید. و از این دو دسته آن‌چه مورد توجه روح الامینی‌ به عنوان یک انسان‌شناس واقع شده،گناهانی‌ است که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به‌ حیات انسان باز می‌گردد. بدین لحاظ مروری مختصر بر ادبیات‌ نظری قشربندی دارد و در نهایت قشر را گروهی می‌گیرد که دارای نقش و موقعیت و منزلت یکسان هستند(ص 113)فارغ از اینکه‌ ادبیات نظری نویسنده کافی نیست و جای آن‌ داشت که به‌صورت کامل‌تر بدان پرداخته‌ می‌شد،روح الامینی به تعریف خود نیز در تعیین اقشار اجتماعی چندان وفادار نمی‌ماند و به نحوی قشر را حرفه خلط می‌کند و ماهیت‌ گروهی آن‌را در نهایت تقلیل می‌دهد. نکته مهمی که‌ نویسنده روی آن انگشت می‌گذارد این است‌ که ازدواج‌های شاهنامه و قواعد منتج از آن‌ها چندان نمی‌تواند بیانگر وضعیت ازدواج در جامعه باستان باشد زیرا این ازدواج‌ها عموما مربوط به شاهزادگان است و با عامه مردم‌ ارتباط چندانی ندارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.