Skip to main content
فهرست مقالات

در مکنون

نویسنده:

ISC (64 صفحه - از 145 تا 208)

کلید واژه های ماشینی : قرآن، ترجمه، مترجم، فارسی، متن، پارسی، کلمه، زبان، معنی، آب

خلاصه ماشینی:

"سوی:راست بالا کرد\37/18\(453) شافعین:خواهش‌گران‌\48/74\(ص 908) شح:زفتی‌\16/64\(ص 874) شفق:سرخی که پس از فرو رفتن آفتاب بود\16/84\(ص 930) شهاب:افروزه‌\7/27\(ص 579) شهادة:اوشکارا\105/9\(ص 301) شهیق:بانگی بادم فرو رفتن‌\106/11\(ص 349) شیب:سپید سران‌\17/73\(ص 904) صابئین:ستاره پرستان‌\17/22\(ص 510) صحف:کراسها( کراسه‌ها)\52/74\(ص 908) صرح:کوشک‌\44/27\(ص 584) صغت:گرایست‌\4/66\(ص 879) صفصف:هامون‌\106/20\(ص 488) صلب:پشت مازه پدر\7/86\(ص 932) صلصال:گل خشک‌\14/55\(ص 830) صلوات:کنشها\40/22\(ص 514) صواع:آب جامه‌\72/12\(ص 366) صهر:پیوند داماد و خسر\54/25\(ص 558) صید:شکاری 36 \95/5\(ص 181) ضامر:شتر باریک میان‌\27/22\(ص 512) ضحی:چاشتگاه‌\59/20\(ص 481) ضفادع:چغزان‌\133/7\(ص 244) طلاق:پای گشادن‌\227/2\(ص 54) طل:باران نرم‌\265/2\(ص 67) طوبی:خنک‌\29/13\(ص 380) طوع:خوش منشی‌\15/13\(ص 377) طی:در نوردیدن‌\104/21\(ص 505) ظلة:سایه‌بان‌\189/26\(ص 575) عالین:سربرآوردگان‌\75/38\(ص 708) عتیق:دیرینه گران مایه‌\29/22\(ص 512) (36)-قرائن نشان می‌دهد که«ی»جزو خود کلمات است ونه یای نکره، زیرا درین صفحه و صفحات دیگر کلمه«صید»در حالی که معرفه است چندین مورد بکار رفته و همه جا«شکاری» ترجمه شده است مثل:صید البحر-شکاری در یا وصید البر شکاری خشکی، و بنظر می‌رسد که«ی»در کلمه«ی»در کلمه«شکاری»نسبت باشد، جامی راست: دید کامد شکاریبی بی‌فخ گفت بخ بخ که نیک شد مطبخ شاهدی دیگر از حافظ(196): دلم رمیده شد و غافلم من درویش که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش عدس:نرسک‌\61/2\(ص 14) عزة:نام و ننگ‌\206/2\(ص 48) عسل:انگبین‌\15/47\(ص 791) عنتم:در کاری افتادیتی که از آن نتوانیت بیرون آمدی \7/49\(ص 804) عنکبوت:غنده تننده‌\41/29\(ص 617) عهن:پشم رنگین‌\9/70\(ص 894) غارمین:فام داران‌\60/9\(ص 290) غافل:بی‌آگاه‌\74/2\(ص 17) غداء:چاشت‌\62/18\(ص 457) غرف:بروارها\58/29\(ص 620) غرفة:خانه بر بالا\75/25\(ص 561) غساق:خون و ریم دوزخیان‌\57/38\(ص 706) غسلین:بالایش دوزخیان‌\36/69\(ص 892) غیابت الجب:تک چاه‌\10/12\(ص 354) فاقرة:کاری بزرگ بیمناک‌[که‌]مهره پشت را شکند \25/75\(ص 910) فجار:بلایه کاران‌\7/83\(ص 927) فخور:نازنده‌\23/57\(ص 845) فدیة:باز خریدن‌\15/57\(ص 843) فرقان:نبی‌\3/3\(ص 74) فسق:بیرون آمدن از فرمان‌\145/6\(ص 216) فهمنا:دریابانیدیم‌\79/21\(ص 502) قاصرات الطرف:زنان کوتاه کنندگان نگرش‌\52/38\(ص 706) قبیل:پدرفتار\92/17\(ص 442) قدیم:کنانه‌\95/12\(ص 370) قرح:خستگی‌\140/3\(ص 100) قردة:کپیان‌\65/2\(ص 15) قسطاس:کپان‌\182/26\(ص 575) قضب:سپست‌\28/80\(ص 923) قطمیر:پوستک تنک بر دانه خرما\13/35\(ص 673) قفینا:بر پی فرستادیم‌\27/57\(ص 846) قمل:دیفژ 37 \133/7\(ص 244) قنطار:پوست گاو پزرر\75/3\(ص 87) (37)-کذا، «ژ»با سه نقطه در متن که بصورت‌های«دیوژ»و«دیفش»هم در متون قرآنی بکار رفته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.