Skip to main content
فهرست مقالات

سعدی آموزگار قناعت

نویسنده:

ISC (33 صفحه - از 26 تا 58)

کلید واژه های ماشینی : قناعت، گلستان، حکایت، زهد، درویش، بوستان، مال، سعدی آموزگار قناعت، مرد، قدر، خدا، حدیث، طمع، انسان، اسلامی، گلستان و بوستان، نفس، زندگی، نقل، حکایت گلستان، شرح گلستان، دنیا، زبان، بوستان سعدی، سخن، مردم، حکایت گلستان و ابیاتی، بیان، جهان، باب سوم گلستان

خلاصه ماشینی: "وی از این ناسزا رنجیده می‌شود و شانه استخوانی گرانبها را پس می‌فرستد و می‌گوید: مپندار چون سرکه خود خورم که جور خداوند حلوا برم قناعت کن ای نفس براندکی که سلطان و درویش بینی یکی چرا پیش خسرو به خواهش روی چو یک‌سو نهادی طمع خسروی‌{O17O} چنانکه از مجموع حکایتهای منقول برمی‌آید، آموزگار ما می‌خواهد روح عزت نفس و مناعت طبع را شخصیت و حیثیت انسانی ما در گرو آن است پرورش دهد و از ذلت و خفت ناشی از پای‌بند شدن به خواهشهای پست و حقیر برهاند، بدین جهت بسنده کردن و خرسندی بدانچه میسر شده و تکیه بر عمل خویش را توصیه می‌کند، و این فضیلتی است که عقل نظری و عملی هر دو آن را می‌پسندد، و قرآن مجید نیز گویا به مدح تهیدستانی است که از فرط عفت و بلندطبعی زبان به سؤال نمی‌گشایند، چنانکه بی‌خبر از حالشان، آنان را بی‌نیاز می‌شمرد{O18O}. بنابراین گوییم:سبک بیان و ایراد موضوعات اخلاقی و تربیتی در گلستان و بوستان با کتب صوفیان-مانند کیمیای سعادت یا رساله قشیریه-و آثار حکما-مانند اخلاق ناصری-متفاوت است، بدین معنی که سعدی نه به تعریفهای منطقی از فضایلی چون قناعت و عدالت و رضا پرداخته، نه متن احادیث و آیات را که پایه و درونمایه گفتارش بوده آورده(بجز مواردی اندک)، بلکه همان مفاهیم و تعلیمات را به‌صورت تمثیل‌های شیرین و حکایات دلنشین با عبارتی موزون ذکر کرده، بطوری که تلخی موعظه را در کام جان خواننده از بین می‌برد، و آداب صحبت و تربیت و معرفت را با زبانی چندان خوشایند و شنیدنی تعلیم می‌دهد، که شوق خواننده را در به‌کار بستن آن تعلیمات حکیمانه برمی‌انگیزد، و این است سخندانی و بلاغت که ما باید از استاد سخن بیاموزیم، تا بتوانیم صدها موضوع علمی و تربیتی و فرهنگی عصر خود را با چنان زبانی فاخر و آراسته و رسا بیان کنیم."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.