Skip to main content
فهرست مقالات

مفاهیم انسانی در شعر اقبال

نویسنده:

ISC (11 صفحه - از 73 تا 83)

کلید واژه های ماشینی : اقبال، انسان، عشق، محبت، کلیات، شعر اقبال، سخن، نفس، مرد، عشق و محبت

خلاصه ماشینی:

"بود انسان در جهان انسان پرست ناکس و نابودمند و زیردست سطوت کسری و قیصر رهزنش بندها در دست و پا و گردنش کلیات، مثنوی رموز بیخودی، ص 70 تا اینکه با ظهور پیامبران تازه جان اندر تن آدم دمید بنده را باز از خداوندان خرید کلیات، ص 71 زادن او مرگ دنیای کهن مرگ آتشخانه و دیر و شمن حریت زاد از ضمیر پاک او این می نوشین چکید از تاک او کلیات، ص 71 مولانا اقبال در مثنوی«پس چه باید کرد ای اقوام شرق»انسان آزاد را می‌ستاید و به انسانها درس آزادی می‌دهد: مرد حر، محکم زورد لاتخف ما به میدان سر به جیب، او سر به کف مرد حر، از لااله روشن ضمیر می‌نگردد بنده سلطان امیر مرد حر، چون اشتران باری برد مرد حر، باری برد خاری خورد کلیات، ص 399 اقبال بردگی و بندگی را سخت نکوهش می‌کند: آدم از بی‌بصری بندگی آدم کرد گوهری داشت ولی نذر قباد و جم کرد یعنی از خوی غلامی زسگان خوارتر است من ندیدم که سگی پیش سگی سر خم کرد کلیات، ص 239 اقبال حریت اسلامی را در حادثه جانسوز کربلا دانسته و می‌گوید: رمز قرآن از حسین آموختیم ز اتش او شعله‌ها اندوختیم کلیات، ص 75 اقبال کوشش را لازمه زندگی دانسته و معتقد است که اگر آدمی سعی و عمل را از خود دور کند، کالبد بی‌جانی خواهد داشت و انسان باید برای رسیدن به مقصود هرگونه رنج و مشقتی را تحمل کند؛زیرا تن آسانی هیچ کس را به سر منزل مقصود نرسانده است، او بر آن است که انسانهای تیره‌روز و فقیر و مسکین آنچه بر آنها وارد شده، خود به خویشتن کرده و روی همین اصل است که اقبال در شعر خود از انسان شایسته‌ای که از کوشش خود در ساختن جهانی بهتر کمک بگیرد و به اصطلاح انسانی باشد که بتواند روی پای خود بایستد، بحث کرده و این مضمون را در اشعار خود آورده است و به کمک الفاظ و کلمات، ارزش اراده و سعی و عمل را هرچه بهتر نمایان ساخته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.