Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی گذرا به سیمای کودک در ادب عصر مشروطیت

نویسنده:

(14 صفحه - از 173 تا 186)

کلید واژه های ماشینی : کودکان ،ادبی ،شعر ،ادبیات کودکان ،شاعر ،ایرج میرزا ،مادر ،ادبیات کودکان و نوجوانان ،روان ،بهار ،دیوان ،سیمای کودک در ادب ،تربیتی ،کودک در ادب عصر ،آثار ،ایران ،دیوان محمود خان ،ادب عصر مشروطیت ،مدرسه ،دنیای کودک و دنیای شعر ،کتاب ،سخن ،دیوان ایرج میرزا ،میرزا علی‌اکبر خان صابر ،محمود خان ،شاعر کودکان ایرانی ،ذهن ،فرهنگی ،بیان ،علیمردان خان

خلاصه ماشینی:

"در قسمتی از این مثنوی می‌خوانیم: دو صیاد استاد و چالاک و چست یکی آلفرد نام و دیگر آگست -همچو گوهر کز صدف آید برون- آید از شادیچه بیرون، شادخوار بنگرد بر گلبنان خانگی بال بگشاید همی پروانه‌وار، دست مادر بوسد و روی پدر این در آغوشش کشد، آن در کنار روشن است که شعر فوق با عنایت به غنا و قدرت و استحکامی که دارد، نمی‌تواند با کودک رابطه برقرار کند. با این همه، ایرج میرزا، در برخی از اشعاری که برای کودکان سروده است، بسیار موفق است، گویی او به این واقعیت دست یافته است که اگر سروده‌اش از نظر ظاهر تا حد امکان شبیه گفتگوهای روزمره مردم و در عین حال دارای ویژگی و بافتی جز آن باشد که در زندگی عادی می‌شنوبم، تأثیری فوق العاده بر مخاطب خردسال خواهد گذارد. شعر دیگری از نیما، که با سود جستن از مشترکات دنیای شعر و کودکان، توانسته است در زمره شعرهای مناسب کودکان قرار گیرد را می‌خوانیم: من جوجه را گرفتم او را بوسیده گفتم: جوجه، جوجه طلایی نوکت سرخ و حنایی تخم خود را شکستی چگونه بیرون جستی گفتا جایم تنگ بود دیوارش از سنگ بود نه پنجره نه در داشت نه کس ز من خبر داشت دیدم چنین جای تنگ نشستن آورد ننگ به خود دادم یک تکان مثل رستم پهلوان تخم خود را شکستم زود به بیرون جستم در حاشیه دستنوشته این شعر که همراه دو شعر دیگر برای کودکان، در ورقه بلندی پاکنویس شده است، نیما این یادداشت را نوشته است: «شعرهایی برای کودکان، مثل شعرهایی که محمود خان ملک الشعراء برای فرزندان فامیل ساخته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.