Skip to main content
فهرست مقالات

لغات نوقانی (مشهدی)

نویسنده:

ISC (41 صفحه - از 1 تا 41)

کلید واژه های ماشینی : اسم صوت، آب، چوب، اسم صوت صدای باز شدن، کنایه، پارچه، ضمیر، اسب، آدم، زنان

خلاصه ماشینی: "-اندرون و داخل تو- tow -تاب-توانائی تو کسی ورداشتن-توانا بودن، قدرت داشتن تو تو- tu tu -مرغ خانگی (بزبان اطفال) توشله- tus?la -گوی کوچکی که اطفال با آن بازی میکنند و در تهران«تیله»میگویند تول- toval -تاول توله- tu?la -هل-بچه سگ و گرگ و امثال آن توله دادن-هل دادن تون- tu?n -خن حمام تونه- tevana -جوالدوز توون- tovu?u -تاوان توه- tava -تابه ته تغاری- tah te)به تصویر صفحه مراجعه شود(a?ri -بچه‌ای که در سر پیری متولد شودو آخرین بچه باشد تیار- tiya?r -درست تیار کردن-درست کردن تیچه- teyca -جوال و کیسه بزرگ که لنگه بار را تشکیل دهد تیر- tir -راست تیر کردن-تحریک کردن تیر کمون- terkemu?n -تیر و کمان تیکه- tikka -تکه تیل- til -نوعی خربزه شبیه بگرمک جار- ja?r -چلچراغ منادی کردن جارچی-کسیکه جار میزند جال و جنجال- ja?lojenja?l - هیاهو و سر و صدا جخ- jax -تازه،هنوز جخت- jaxt -درست،کاملا جذول- zazval -جدول جر- jer -پاره جر خوردن-پاره شدن جر- jer -پاره جر خوردن-پاره شدن جر دادن پاره کردن جرینگ- jering -اسم صوت افتادن فلز و نوع آن جغنه- je)به تصویر صفحه مراجعه شود(na -شانه سر جفت- joft -همزاد بچه مقابل طاق-با دو پا جستن جفت انداختن-با دو پا لگد زدن اسب و الاغ جفتک- joftak -با دو پا جستن جفتک انداختن-لگد انداختن اسب و الاغ با دو پا جفتک زدن-با دو پا جستن جف زدن- jofzedan -با دو پا جستن جف کردن- jofkerdan -بستن در محکم کردن در چیزی جغلی- je)به تصویر صفحه مراجعه شود(eli -کوچک و ریز (در مورد اطفال بکار میرود) جقه- je)به تصویر صفحه مراجعه شود()به تصویر صفحه مراجعه شود(a -تاج جل- jol -پارچه کهنه-پارچه‌ای که روی پالان الاغ و اسب میکشند جل هر کره-پارچه‌ایکه روی دیزی سنگی برای دم کشیدن آبگوشت میگذارند جلت- jollat -آدم ناقلا و متقلب-کسیکه در بد جنسی بی نظیر است جل جل- jol jol -حرکت خفیف جل جل کردن-آهسته تکان خوردن جلیدن- jollidan -آهسته تکان خوردن جلد- jalde -فوری،بشتاب جلمبر- jolombor -کسیکه سر و وضعش نا مرتب و مندرس و کثیف است جلو- jelow -پیش جل وزق- jolveza)به تصویر صفحه مراجعه شود( -خزه جغ- je)به تصویر صفحه مراجعه شود( -فریاد نازک-جیغ جغجغه-بازیچه‌ایست که صدائی از آن برمیآید جنتلغوز- jentel)به تصویر صفحه مراجعه شود(u?z -سبک عقل، خود خواه و جلف جندک- jendak -پولی کوچک از مس بود که یکهشتم یکشاهی ارزش داشت جنگ- jong -دفترچه‌ای که در آن شعر نویسند جنگه- jonga -گاو جوان جواری- jeva?ri -ذرت جوب- ju?b -جوی آب جوبه-کانالهائیکه مو در آن کاشته شده جور- ju?r -طور-نوع-شبه جوز- jowz -گردکان جوش- ju?s?"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.