Skip to main content
فهرست مقالات

زنان سخنور آذربایجان در سده هفتم

نویسنده:

ISC (10 صفحه - از 443 تا 452)

خلاصه ماشینی:

"بهم افتیم یک ساعت، من و تو، دو بدو، نه نه خطا گفتم، خطا گفتم، چنین دولت مرا باشد؟ صبا آرد مرا گه گه نسیم زلف مشکینت ازان رویست کانس من ز عالم با صبا باشد بدان گر لعل جان بخشت بکام دل رسد روزی دل محروم مظلومم همه شب در دعا باشد مده وعده بروی خود فزونم کانتظار آن نباشد در خور آن کس که مرگش در قفا باشد اگر جان خواهی از من غیر 1 آری نشنوی از من چون بوسی خواهم از تو من، جوابم نه چرا باشد؟ چو راضی گشته‌ام از تو بدشنامی، چرا ندهی؟ مگو 2 در مذهب خوبان چنین هاکی روا باشد؟ خلیل دلشده یا رب گرفتار فراقت باد اگر چندان که بتواند ز وصل تو جدا باشد چو گفتم حسب حال خود کنم مدح شهنشاهی که جز مدح و ثنای او سخن گفتن خطا باشد شه شروان علاء الدین فریبرز گزین 3 کورا اگر جمشید جم خوانی ورا فریدون سزا باشد فلک هرگز نباشد کور با چندین هزاران چشم اگر از خاک پای او فلک را توتیا باشد (1)-در اصل:جز (2)-در اصل:بگو (3)در اصل:علاء الدین سر رکوس نگردد هر شبی تاری چو روز دشمنش گیتی اگر خورشید انور را چو رای اوضیا باشد عطارد گر شبی آید ببزم جنت آیینش بپیش پایه تختش چو من مدحت‌سرا باشد چو راند بر زبان در خواب نام دست او شاید چو زهره کار و بار او همیشه بانوا باشد چو سوی عالم علوی کند عزم سفر قدرش نخستین منزلی 1 او را حریم کبریا باشد اگر دعوی کند دوران که دست اوست دریایی کف دست گهر بخشش بر آن دعوی گوا باشد کسی کآرد در اندیشه خلاف رایش، اول کس که قصد خون او دارد ازین گیتی قضا باشد ایا شاهی که سال و ماه و روز و شب همه جایی ترا فتح و ظفر دایم زتایید خدا باشد زبهر مجلس خاصت نبشتم این سفینه زانک ببزم خرمت گه گه مگر یادی زما باشد سفینه خواندمش نه نه، غلط کردم که دریاییست که سنگ و خاک و ریگ او عقیق و کهربا باشد اگر در هیچ دریایی، مگر در دست در بخشت ازین گونه سفینه نیست، یا بودست، یا باشد همه گفتار و کردارم بعالی بارگاه تو همه ژاژ و همه لحن و همه حشو و خطا باشد (1)-در اصل:منزل اگر بنوازدم یک ره قبول تو، خداوندا بر ارباب هنر بنده ازان پس پادشا باشد اگر لفظی خطا آمد دو جا از من، خطا مشمر فخاصه 1 چون تو می‌دانی که ما را عذرها باشد همیشه تا که پشت چرخ دون پرور همه ساله چو پشت من زبار غم ازین گونه دوتا باشد چنان بادا زدور چرخ کار تو درین شاهی که شاه چرخ پیوسته بپیش تو گدا باشد گوینده این قصیده که پیداست جامع همین سفینه بوده در پایان تغزل نام خود را خلیل آورده است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.