Skip to main content
فهرست مقالات

فرهنگ لغات بازیافته (مستدرک)

نویسنده:

(48 صفحه - از 81 تا 128)

کلید واژه های ماشینی : لار ،پرنده‌ای ،گیاهی ،درخت ،گی ) ،آب ،چوب ،طب ) ،زن ،گندم ،کر ،گاو ،درختان جنگلی ( گی ) ،پوست ،انواع گیاهان وحشی ،آش ) ،پرنده‌ای آبی ( طب ) ،گیاهان وحشی ( گی ) ،کوه ،انواع ماهی ( گی ) ،ماهی ،زمین ،باد ،پرنده‌ایست ،انواع درختان جنگلی ،نوعی ماهی ( طب ) ،ظرف ،پرنده‌ایست ( گی ) ،نام درختی ( طب ) ،گویند (

خلاصه ماشینی:

"n -دیک(گی-سی) غسبک- qasbak شیرینیی از نوع باسلق که بدون مغز است و تکه تکه‌ کنند(شی) غشنیک- qesnik -کشکرک(طب) غل- qel -غلط و گردش چیزی در روی زمین(ط) غل دادن گرداندن و غلط دادن‌ چیزی گرد در زمین(ط) غل خوردن غلطیدن(ط) غلاج- qolaj -کلاغ(طا) غلپیده- qoloppida -برآمده‌ و بیرون جسته«در مورد جا و چیز بکار میرود»(خ) غل‌غل- qolqol -اسم صوت برای‌ صدای ظرف دهن تنک در موقع پر شدن- صدای جوشش آب در روی آتش(ط-خ) غل زدن جوشیدن(ط) غلغلک- qelqelak -با انگشت‌ پهلو و سینهء کسیرا طوری لمس کردن که‌ ناراحت شود(ط) غلغلک دادن لمس کردن غل‌غلی- qelqeli -هر چیز گرد کوچک(ط) غلفت- qaleft -دیک مسی‌ کوچک(خ) غلفتی نانی که از خمیر فطیر با روغن در غلفت بوسیلهء گذاشتن زیر آتش‌ تنور تهیه میکنند غلفتی- qelefti -دروغی و دور از واقع-تقلبی(ط) غلنجی- qelenji -ابلق(م) غله‌جین- qalajin -ابلق(طب) غم- qem -قیف(شی) غمب- qomb -ظرفی سفالی از قبیل خمره-خمب-زمین برجسته‌ای که در زیر برجستگی آن گیاهی در حال روئیدن‌ باشد(به) غنج- qanj -طپش دل از شوق غنج زدن دل برای چیزی یا کسی اشتیاق داشتن بآن از روی کمال میل(خ) غند- qend -کیر و آلت تناسلی‌ مرد(هـ) غنگ- qong -صدای زنبور- پرواز زنبور و مگس و امثال آنها(لار) غوتک- qowtak -قاود(شی) غود- qud -شاخهء درخت‌ خرما(به) غورت- qurt -جرعه(ط) -رک:غرت غوره‌با- quraba -خوراکی‌ از گوشت و سبزی و چغندر که در آن‌ آبغوره ریزند،نوعی آش آبغوره(شی) غوس- qows کهیر-کلوس(به) غول- qul کسیکه گوشش کر است(طب) غی- qey -بسیار(تا) غیزه- qeyza -پارچه‌ای مستطیل‌ که یک طرف آن دو گره میخورد و موقع‌ ریاضت درویشان بر تن کنند(همه) غیسا- qisa -سخن(هرزنی-تا) غیسوا- qeysav."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.