Skip to main content
فهرست مقالات

سخنوران میانج و گرمرود

نویسنده:

(11 صفحه - از 471 تا 481)

خلاصه ماشینی:

"در منقبت حضرت ولی عصر عجل الله فرجه گفته است: ای برده نرگست ز من ناتوان توان همواره سوده بر قدمت گلرخان رخان سودن بخاکپای تو ای مه جبین، جبین بهتر ز تکیه بر فلک عز و شان ز شان جانی بجسمم از نفس روح بخش بخش آبی بر آتش زرخ خون فشان فشان زین جور و ظلم شکوه برم پیش آنکه نیست اندر دو کون ملجأ ما عاجزان جزان مهدی هادی انکه وجود شریف او دارد چو روح در تن کون و مکان مکان شاهی که باد عدلش اگر در چمن وزد گردد بزیر برگ ز وحشت خزان خزان گر در جهان ظهور ترا خصم منکر است شاهد بس است خاتم پیغمبران بران شاها کنون ز چهره بکش پرده خفا بنمای جلوه در نظر شیعیان عیان اهل نفاق ساخته تیغ ستیز تیز شمشیر کینه آخته مریخ سان خسان ای حجت خدای بکش تیغ انتقام از روزگار داد دل دوستان ستان امروز در ظهور تو گر نیست مصلحت ای در طریق بندگیت خسروان روان توفیق ده که از پی تنبیه اشقیا بندد امیر زمره اسلامیان میان در تاریخ بنای پل سردشت که در زمان ناصر الدینشاه بمباشرت عزیزخان سردار کل ساخته شده گوید: فرمانروای عهد امیر خدایگان سردار کل سپهد ایران عزیزخان سرمایه فتوت و پیرایه خرد دیباچه مروت و شیرازه امان فرماندهی که بندگی آستان او عیشی است بی ملالت و سودی است بی زیان از رای و فروغی و یک چرخ آفتاب از خلق او شمیمی و یکدست ضمیران از کار روزگار بسی عقده‌ها گشود تا در ولای شاه کمر بست بر میان بی اختیار مایل آثار و کار خیر گوئی ز خیر محضش بسرشته‌اند جان زان خیرها که پایه تا انقراض دهر زان کارها که ماند تا اخر زمان بر آب رودخانه سردشت بست پل کز وی بیادگار بماناد در جهان رودی چگونه رودی چون فکر او عیمق آبی چگونه آبی چون حکم او روان کلک نثارش از پی تاریخ زد رقم پاینده باد جسر امیر خدایگان (1219) در مدح ناصر الدینشاه گوید: بتی که صورت مه، سیرت پری دارد دریغ از آنکه نه آئین دلبری دارد جهان اگر همه مه صورت و پری رویند نگار ماست که زان جمله برتری دارد کدام کس بجز آن لعبت پری پیکر فراز سرو سهی ماه و مشتری دارد نه دوستی که دل از وصل او بری چیند نه طاقتی که خود از مهر او بری دارد گواست چهره زرین و اشک سیمینم که عشق روی بتان کیمیاگری دارد مگو بطعنه که اندر هوای دوست نثار خیال بی اثر و عشق صرصری دارد خیال اگر نه اثر داشت پس چرا دل من زیاد قد تو شکل صنوبری دارد همین مفاخرتم بس که طبع شیرینم در آستان ملک مدح گستری دارد سپهر نصرت و اقبال ناصر الدین‌شاه که شوکت جم و فر سکندری دارد رک:مجمع الفصحا جلد دوم ص 526-525، گنج شایگان ص 465-445 یا 565-562، دانشمندان آذربایجان ص 371، ریجانة الادب جلد 5 ص 166-164، مجله یادگار سال دوم شماره 8 ص 76-72 مقاله کوهی کرمانی، تاریخ تبریز ص 233-232، لغتنامه دهخدا شماره مسلسل 112."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.