Skip to main content
فهرست مقالات

پسوند در گویش مکریان

نویسنده:

ISC (20 صفحه - از 210 تا 229)

کلید واژه های ماشینی : پسوند، وو، پسوند در گویش مکریان، مصدر، چکه، ه‌وه، شیر، دختر، گا، ندا

خلاصه ماشینی:

"شه: گا(-گاو)-شه-گاشه(-سنگ بزرگ) ک: دو(-دوغ)،دو-ک-دوک(-دوغی که در روغن می‌مانند و آن را نامرغوب و بد طعم می‌کند) که: راو(-شکار)،راو-که-راوکه(-تخم‌مرغی که مرغ‌ وقت تخم گذاشتن در لانه روی آن می نشیند) گاهی پسوند مکان است،مانند:شور-که-شور که(جای‌ شست و شو،حمام سادهء خانگی که اکنون بیشتر در روستاها معمول است) گاهی کیفیت و چگونگی چیزی را می‌رساند،مانند:خر(-گرد)، خر-که-خرکه(-سنگی که تقریبا گرد باشد،قلوه سنگ) که‌ر: فاعلیت را می‌رساند،مانند:راو(-شکار)،راو-که‌ر-راوکه‌ر (-شکارگر،صیاد): هه‌لفری راو که‌ری زالی که ژو کیو له چیای به رزوه‌وه رووی کرده نشیو شکارگر چیرهء کوه به پرواز درآمد از کوه بلند روی در نشیب کرد که‌له: ژییـ(مخفف«ژییر»به معنی آرام و ساکت و عاقل)-که‌له‌ ژییکه‌له(-کودکی که خوش رفتار باشد،مجازا هر چیز دوست داشتنی) کینه: شلـ(-شل)،شل-کینه-شلکینه(-خمیر ترش) گ: پسوند مکان است،مانند:ئاوور(-آتش)،ئاور-گ-ئاورگ‌ (-آتشدان،به ویژه آتشدان گلی که سابق در دیوار تعبیه می‌کردند) گا: پسوند مکان است،مانند:شن(-مخفف شیین،به معنی سبزه، چمن)،شن-گا-شنگا(-سبزه‌زار،چمنزار): له شنگایان گه‌را گه‌ری ره‌ش به له‌ک‌1 شه‌م و شه‌مزیین گرتیانه‌وه ده‌ستی یه‌ک در سبزه‌زارها رقص شادی به گردش درآمد شم و شمزین دوباره دست یکدیگر را گرفتند گه: پسوند مکان است،مانند:شه‌ر(-جنگ)،شه‌ر-گه-شه‌رگه‌ (-میدان جنگ،جنگ‌گاه) گه‌ته: زه‌ر(-زرد)-گه‌ته-زه‌رگه‌ته(-زنبور زرد) گه‌ده: به‌ر(-بر،پیش)-گه‌ده به‌ر-گه‌ده(-پایین ناف) گه‌ر: پسوند فاعلی است،مانند:ئاسن(-آهن)،ئاسن-گه‌ر-ئاسنگه‌ر (-آهنگر) -------------- (1)-ره‌ش به‌له‌ک:رقصی که در آن دختر و پسر با همدیگر برقصند و در فرهنگ مهاباد،ص 103،چنین ترجمه شده است:ره‌ش به‌له‌ک:دبکة مختلطة من النساء و الرجال. را می‌دوشد) 3-به آخر موصوف یا مضاف می‌شود،مانند:ده‌رک(-در) ده‌رکی گه‌وره-در بزرگ ده‌رکی ئاشی-در آسیا یار: پسوند فاعلی است،مانند:جووت(-جفت)،جووت-یار -جووتیار(-زارع،کشاورز،کسی که سروکارش با جفت است) وش(-هوش)،وش-یار-وشیار(-هوشیار) یلکه: چاو(-چشم)،چاو-یلکه-چاویلکه(-ده‌نشینان عینک‌ را گویند) ییژه: تصغیر را می‌رساند،مانند:بان(-بام)،بان-ییژه-بانییژه‌ (-جایگاهی در آسیا گندم را برای آرد کردن به آن‌جا می‌ریزند) ییلانه: پسوند نسبت است،مانند:خر(-گرد)،خر-ییلانه- خرییلانه(-گرد مانند،آدم کوتاه‌قد) ییله: پسوند نسبت است،مانند:ورد(-خرد)،ورد-ییله-وردییله‌ (-خردمانند،ریز) یین: 1-پسوند مصدری است،مانند:نووسیین(-نوشتن)،چنیین‌ (-بافتن) 2-پسوند نسبت است،مانند:قور(-گل)،قور-یین- قوریین(-گلین،گلی) بوق له سه‌ر نونی قوریین قییره‌ی دی‌ سییره‌1ژیی تاری شره و سییره‌ی دی قورباغه در رختخواب گلین می‌خواند سیره زه تارش پاره است و صدایش می‌آید یینه: 1-نسبت را می‌رساند،مانند:مه‌س(-مس)،مه‌س-یینه‌ -مه‌سیینه(-مسینه،آفتابه‌یی که از مس ساخته شده باشد) 2-ندا را می‌رساند،مانند:کچ(-دختر)،کچ-یینه- کچیینه(-ای دخترها) *** در خاتمه خواهشمند است اگر چنانکه دانشمندان و پژوهشگران‌ دربارهء این مقاله و مقالهء سابق نگارنده نظری داشتند آن را مرقوم فرموده‌ به ادارهء نشریهء دانشکدهء ادبیات تبریز بفرستند،مایهء امتنان و تشکر خواهد بود."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.