Skip to main content
فهرست مقالات

انواع و معانی مفردات فارسی

نویسنده:

ISC (22 صفحه - از 509 تا 530)

کلید واژه های ماشینی : تاریخ بیهقی ،معنی ،حافظ ،فعل ،انواع و معانی مفردات فارسی ،فردوسی ،گلستان ،نقل ،گر ،شعر ،اسم ،لغت‌نامه ،عشق ،فرهنگ معین ،سر فعل ،زبان ،فعل امر ،نقل از آنندراج ،دستور ،فعل مضارع ،حروف صامت زبان فارسی ،سر فعل ماضی ،اول فعل ،شیخ صنعان ،سخن ،نقل از دستور بصاری ،سر اسم ،نقل از فرهنگ معین ،افعال مرکب ،حرف الفبای فارسی

خلاصه ماشینی:

"1 چهارم)حرف اضافه است که بر سر اسم در می‌آید be و ba تلفظ می‌شود و معنی و مفهومهای زیر از آن استنباط می‌شود: 1)آغاز کردن،که همراه معنی«ب»معنی آغاز پیدا کند و در صدر کلام آید2: بنام خداوند جان آفرین‌ حکیم سخن در زبان آفرین (سعدی) اگرچه در حقیقت این بای استعانت است‌3اما چون بعد از حذف‌ جملهء متعلقهء خود که«ابتدا می‌کنم»است در ابتدای کلام واقع شده لهذا مجازا بای ابتدائیه و بای آغاز گویند4. » (تاریخ بیهقی،ص 963) 83)افادهء شباهت و اتصاف کند2،مانند: لطفش ببهار شادمانی است‌ قهرش بسموم مهرگانی است (نقل از آنندراج) گلی برنگ تو در بوستان نمی‌بینم‌ باعتدال تو سروی روان نمی‌بینم (خواجوی کرمانی-نقل از دستور فرخ،ص 277) 93)سوگند به،(حرف قسم است مشترک بین فارسی و عربی‌3، البته در دو مفهوم قسم به کار می‌رود:یکی اینکه«سوگند می‌خورم، قسم می‌خورم»،مانند: بجان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیززد آنکه دلی را ز خود بیازاری (سعدی) دوم اینکه«ترا قسم می‌دهم»،مانند: چو بیتی پسند آیدت از هزار بمردی که دست از تعنت بدار (سعدی) -------------- (1)-فرهنگ معین."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.