Skip to main content
فهرست مقالات

روایتی کوتاه از بیت سعید و میر سیف الدین

نویسنده:

ISC (19 صفحه - از 222 تا 240)

کلید واژه های ماشینی : بیت سعید و میر سیف‌الدین، میر سیف‌الدین، دین، میر سیف‌الدین بگ، روایت، قوچ عوسمان، دین بگ، کاک سعید، روایتی کوتاه از بیت سعید، بو

خلاصه ماشینی:

"«میرسیوه دینییان‌ẓmir sevadiniyanẒکه بازیل نیکیتین، خاورشناس روسی،در کتاب باارزش خود: ẓLes Lurdes,etude sociologique et historiqueẒ (صفحهء 422)از آنان نام می‌برد و می‌نویسد که تا استقرار نفوذ و قدرت‌ دولت عثمانی در کردستان،آنان در عمادیه امارت موروثی داشته‌اند، -------------- (1)مطابق روایت مام احمد لطفی اسب را سعید برای میر سیف الدین هدیه‌ می‌آورد. سعید از دیدن آنان‌ متأثر شده به یاد پدر و مادر خود که حال و وضع فلاکت باری داشتند، می‌افتد و همان دم تصمیم می‌گیرد که نزد پدر و مادرش بازگردد،برای‌ گرفتن اجازه پیش میر سیف الدین می‌رود،پس از کسب اجازه نزد پدر و مادر خویش بازمی‌گردد و آنها را که مقروض و بینوا شده بودند از دست طلبکاران خلاص و آسوده می‌کند. پس کاک سعید فنجان قهوه را برمی‌داشت،به استقبال میر سیف الدین‌ می‌شتافت آقای میر سیف الدین می‌دانست که این مردی نجیب و نازدار است فنجان قهوه را از او می‌گرفت،آن را بر لب می‌نهاد و یوزلغی‌1 از نوع بیست و چهار در پیالهء او می‌انداخت پس کاک سعید از آن حق خود را برمی‌داشت،می‌گفت:آقای‌ میر سیف الدین!آن دیگر(بقیه)بر من حرام است؛اگر همه را بردارم، من شریک دارم،شریکم می‌گوید:هر روز از اینها زیاد گیر آورده‌ای، به حساب نیاورده‌ای!من نزد حاجی حامد خجالت بار می‌شوم. کاک سعید از چهار سوق بازار پایین می‌آمد زنی و مردی بی‌قرار را دید خلق به آنها شاهی شاهی و پاره پاره می‌داد کاک سعید به یاد پدر و مادر خود می‌افتاد،می‌گفت:اگر آنان‌ آزادم نکنند،من هرگز رستگار نمی‌شوم پس به سوی آقای میر سیف الدین ره‌سپار می‌شد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.