Skip to main content
فهرست مقالات

امیر پازواری

نویسنده:

ISC (52 صفحه - از 157 تا 208)

کلید واژه های ماشینی : امیر پازواری، بو، مازندران، عشق، اشعار، آتش، Be، دیوان، شاه، SC >

خلاصه ماشینی:

"Navuim Oa Kas-E Xar-E E - Yanimet در باغ اگر گل زیبا نباشیم‌ غنیمت است که خار پای کسی نیستیم امیر از شاعران متقدم نیز متأثر است مانند: برو شو و روز با هم جدا نووئیم‌ بسیار شو و روزانه که ما و تو نووئیم در بند غم شه دنیا نووئیم‌ امروز خوش دار بلکه فردا نووئیم < SC > بیا روز و شب از هم جدا نشویم‌ بسیار شب و روز آید که ما نیستیم در بند غم دنیای خود نباشیم‌ امروز را خوش‌دار بلکه فردا نباشیم خیام: این قافله عمر عجب می‌گذرد دریاب دمی که با طرب می‌گذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری‌ پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد یا ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود نه نام ز ما و نه نشان خواهد بود زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل‌ زین پس که نباشیم همان خواهد بود امیر ندومه من قالب بسا تن چی بو بسا تن بجا بی ته بهلوتن چه بو پیش بیاردن و بنواختن چی بو زمین بزوئن و خاک بساتن چی بو < SC > نمی‌دانم ساختن ترکیب من چه بود؟ ساختنن به جا بود خراب کردنت چه بود؟ پیش آوردن و نواختن چه بود؟ زمین زدن و ساختن چه بود؟ خیام‌ سازنده که ترکیب بدایع آراست‌ از بهر چه پس فکندش اندر کم و کاست گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ور نیک نیامد این صور عیب کراست امیر یک نکته نمونسته که ندونسته‌ یک صفحه نمونسته که نخوسته انه که کمیت عقل ر دونسته‌ منزل برسین ر ندونسته < SC > یک نکته باقی نماند که ندانستم‌ یک صفحه نمانده است که نخوانده‌ام آنقدر که کمیت عقل را دواندم‌ به منزل(مقصد)رسیدن را نتوانستم ابو علی سینا دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت‌ یک موی ندانست ولی موی شکافت اندر دل من هزار خورشید بتافت‌ آخر به کمال ذره‌ای راه نیافت از قعر گل سیاه تا اوج زحل‌ کردم همه مشکلات گیتی را حل بیرون جستم ز بند هر مکر و حیل‌ هر بند گشاده شد مگر بند اجل **** آنان که محیط فضل و آداب شدند در جمع کمال شمع اصحتب شدند ره زین شب تاریک نبردند برون‌ گفتند فسانه‌ای و در خواب شدند امیر اون وقت که تونستمه ندونستمه‌ اسا که بدونستمه نتونستمه ."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.