Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی کوتاه به دگرگونیهای مفهوم وجود

نویسنده:

ISC (21 صفحه - از 361 تا 381)

کلید واژه های ماشینی : معانی، اصطلاح، کلمه، عربی، اصطلاحات فلسفی، زبان، هستی، فارسی، اسلامی، مشتقات

خلاصه ماشینی:

"و خود کلمهء وجود هم‌ پیش از آنکه به صورت یک اصطلاح فلسفی رواج پیدا کند به معنی بی نیازی و غنا بکار میرفته به این ترتیب تصادفی نیست که هستی در زبان فارسی معنی مال و ثروت را دارد. اما فیروز آبادی در قاموس کلمه وجود و برخی دیگر از مشتقات‌ آن را به معنای بودن و مشتقات آن که در متون فلسفی رایج و معمول‌ است تعریف کرده،وی حتی اصطلاح واجب الوجود را هم ضبط و معنی‌ کرده است ولی باید توجه داشت که وی هنگامی قاموس را نوشته که‌ فلسفه در زبان عربی و مخصوصا در بین عربی نویسان غیرعرب مثل فارابی‌ و ابن سینا رواج داشته و خود فیروز آبادی هم ایرانی بوده و با فلاسفه‌ اسلامی و مصطلحات ایشان آشنائی داشته است. اما بحث در وجود به صورت استقصای معانی مختلف کلمه وجود باقی نماند و حتی در زمان خود فارابی تحلیل منطقی وجود به این صورت‌ -------------- (1)-همانجا،ص 711-611 ابن معانی وجود تقریبا همان است که‌ ارسطو برای معادل یونانی آن قلمداد کرده بود برای ملاحضه سخن فارابی و مشابهت آن با گفتار ارسطو به صفحات 511 تا 521 از رسالة الحروف به تصحیح‌ محسن مهدی،بیروت 0791 و نیز به کتاب زیر مراجعه فرمایند. بدیهی است که هر گاه چنین بینش و بصیرتی برای اهل عرفان‌ میسر گردد،شاید روا نباشد که تجارب مستقیم ایشان را با گفتارهای‌ فیلسوفان و ادلهء عقلائی ایشان یکی دانست حتی اگر هر دو گروه در تنگناهای زبانی از اصطلاحات و عبارات مشابهی استفاده کرده باشند ولی حقیقت اینست که برخی از متون عمده و مآثر عرفان نظری از عناصر نو افلاطونی و ارسطوئی و جر بحثهای مربوط به هستی‌شناسی‌ و دیگر عناصر فلسفی خالی نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.