Skip to main content
فهرست مقالات

مقایسه مراثی خاقانی و هوگو در سوگ فرزندانشان (بحثی در ادبیات تطبیقی)

نویسنده:

کلید واژه های ماشینی : هوگو، مراثی، خاقانی، مراثی خاقانی و هوگو، ویکتور هوگو، شاعر، مرگ، مرثیه، دختر، اشعار

خلاصه ماشینی:

"شاعر شوریده دل گاهی از دست‌"گریه‌"نیز به فغان می‌آید،شکوه سر می‌دهد و از ناسازگاری و ناهماهنگی گاه بگاه این پدیدهء شگرف با تمنای ماتمزدگانی که می‌خواهند سیلاب آن را بر رخسار جاری سازند و بدینگونه التهاب درونی خود را فرو نشانند،یاد می‌کند: "گریه گه‌گه نکند یاری از آن گریم خون‌ که چو خواهم مددی ساخته‌تر می‌نرسد1 آه از این گریه که گه بندد و گه بگشاید گه بکعب آید و گاهی بکمر می‌نرسد بنمک ماند گریه بگه بست و گشاد گرچه او را زدی و تیر خبر می‌نرسد گه که بگشاید جیحون سوی آموی شود گه که بسته شود آتل بخزر می‌نرسد گریه چون دایهء گه گیر کز و شیر سپید بدو طفلان سیه پوش بصر می‌نرسد اشک چون طفل که ناخوانده بیک تک بدود باز چون خوانمش از دیده ببر می‌نرسد" ویکتور هوگو نیز در مراثی خود در سوگ لئو پولدین از گریه‌های‌ بی‌پایان خویش سخن می‌گوید و اظهار می‌کند که پس از شنیدن خبر مرگ‌ او سه روز متوالی با تلخی تمام گریسته است. 2 ای مه نو ز شبستان پدر چون شده‌ای؟ وی عطارد ز دبستان پدر چون شده‌ای؟3" خاقانی از خاطره‌ای که مرگ رشید بجای می‌گذارد بعنوان یک‌"خبر" جاودانه که در"آفاق‌"باقی خواهد ماند یاد می‌کند و دیگر هیچگونه‌ اشاره‌ای به سایر خاطرات زندگی او ندارد: "ای سهمی سروندانم چه اثر ماند ترا تو نماندی و در آفاق خبر ماند تو را4" بر خلاف خاقانی،ویکتور هوگو در مراثی متعدد خود دربارهء لئوپولدین،غالبا به نقل خاطره‌های عزیزی که از دختر خویش در سینه دارد می‌پردازد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.