Skip to main content
فهرست مقالات

پهلوان غالب و مغلوب خو نگرشی نو به داستان "رستم و سهراب"

نویسنده:

ISC (11 صفحه - از 1 تا 11)

کلید واژه های ماشینی : رستم، پهلوان، رستم و سهراب، پهلوان غالب و مغلوب، ایران، اسب، داستان " رستم، مرد، جنگ، سرش، پهلوان غالب و مغلوب‌خو، موبد، سهراب "، شاه ایران، مرگ، هجیر "، سخن، تهدید دشمن " هجیر، پهلوانان ایران، سپاه ایران، دست دشمن متجاوز جان، رستم "، خو نگرشی نو به داستان، دکتر امین پاشا اجلالی، پاسخ " هجیر "، نام هم‌آورد نوعی برتری، رستم از هجیر، برتری روانی به پهلوان، رستم پیروز، سهراب دربارهء رستم

خلاصه ماشینی: "زیرا دیده و دل هر دو گواهی می‌دهند و نشانی‌های نیز که‌ مادرش داده تایید می‌کنند که این مرد‘پدرش رستم‌"است تنها یک‌ تصدیق‌"هجیر"برای او همه چیز است اما پاسخ‌"هجیر"امید را در دل او می‌کشد درمانده و مضطر گمشدهء خود را در بین دیگر بزرگان و پهلوانان ایران جستجو می‌کند اما جواب نشنیده می‌داند که هیچ کدام‌ از آنان نه‌"رستم‌"هستند و نه شایستگی‌"رستم‌"بودن را دارند و اگر رستمی در میان سواران ایران باشد بی‌تردید همان خداوند سبز خیمه و اسب بلند است. 2-تهدید به زندان و مرگ 3-دست نهادن بر رگ عقاید مذهبی و استمداد از سخن موبدان با "هجیر"اتمام حجت می‌کند: بدو گفت سهراب کاین خود مگوی‌ که دارد سپهبد سوی جنگ روی به رامش نشیند جهان پهلوان‌ بر این بربخندند پیر و جوان مرا با تو امروز پیمان یکی است‌ بگوییم و گفتار ما اندکی است اگر پهلوان را نمایی به من‌ سرافراز باشی به هر انجمن ترا بی‌نیازی دهم در جهان‌ گشاده کنم گنج‌های نهان ور ایدون که این رازداری ز من‌ گشاده بپوشی به من بر سخن سرت را نخواهد همن تن به جای‌ نگر تا کدامین به آیدت برای نبینی که موبد به خسرو چه گفت‌ بدانگه که بگشا دراز از نهفت سخن گفت ناگفته چون گوهرست‌ کجا نابسوده به سنگ اندرست چو از بند و پیوند بدرها درخشندهء مهری بود بی‌بها در برابر حرف‌های سهراب و تطمیع و تهدید و تلقین وی تنها مردان مومن و استوار چون‌"هجیر"می‌توانند مقاومت کنند مدعیان‌ سست عناصر که به انگوری سردی‌شان می‌شود و به مویزی گرمی‌شان،جان‌ دوست و دنیا طلب هستند مرداین میدان نیستند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.