Skip to main content
فهرست مقالات

زنوزی متخلص به فانی از شخصیتهای برجسته علمی و مورخ نامی در آذربایجان

نویسنده:

ISC (17 صفحه - از 1 تا 17)

کلید واژه های ماشینی : حافظ، شاعر، زلف، معشوق، عاشق، عشق، شعر، غزل، جمال، سیاهی

خلاصه ماشینی:

"در تبادل پیغام بین عاشق و چشم و جبین معشوق،ابرو"حاجب‌"(8) است و وظیفه رسالت دارد: رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم‌ هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو 4/412 و در مواردی هم که ابرو"کمانچه‌"است بی‌جان و بی‌کار نیست،بلکه‌ منشور عشقبازی را به طغرا می‌رساند: امید هست که منشور عشقبازی من‌ از آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی 2/491 هر چند که ابرو خود"طاق‌"است،"مهندس طرب سرای محبت‌" نیز هست: طرب سرای محبت کنون شود معمور که طاق ابروی یارمنش مهندس شد 6/176 برای خط معشوق معمولا"صفت‌"سبز"داده شده است تنها در یک مورد"سبز پوش‌"است و به حوران بهشتی همانند گردیده است: سبز پوشان خطت برگرد لب‌ همچو حورانند گرد سلسبیل 2/308 خال معشوق نیز در کنار زلف چون‌"هندو و غلام سیاه‌"تصویر شده است: خزینهء دل حافظ به زلف و خال مده‌ که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست 9/76 و گاه شطرنج بازی است که در عرصه حسن بیدق می‌راند: چشم بد دور ز خال تو که در عرصهء حسن‌ بیدقی راند که بردا ز مه و خورشید گرو 6/407 لب و دهان دوست نیز زنده و گویاست و از استقلال برخوردار است: گفتم کیم دهان و لبت کامران کنند گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت‌ گفتا در این معامله کمتر زیان کنند 1 و 2/198 "عیسی روح بخش‌"6/70،"وظیفه دهندهء عاشق‌"9/33 و "طبیب درد عاشق‌"است: مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی‌ بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی 5/432 " لب‌"مستقلا"وارد معامله با عاشق می‌شود و نرخ عشوهء خود را تعیین می‌کند: عشوه‌ای از لب شیرین تو دل خواست به جان‌ به شکر خنده لبت گفت مزادی طلبیم 6/368 مخلص کلام این که مظاهر جمال معشوق عموما"از مواهب‌ روح و حیات در کلام حافظ برخوردارند: فریاد که از شش جهتم راه ببستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت 3/89 اعضاء و جوارح حساس عاشق نیز شأن و منزلت‌"انسانی‌"دارند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.