Skip to main content
فهرست مقالات

چالش حافظ با عقل مصلحت اندیش پژوهشی جامعه شناختی در ادبیات فارسی

نویسنده:

ISC (42 صفحه - از 1 تا 42)

کلید واژه های ماشینی : حافظ ،عقل ،تصوف ،رندی ،عرفان ،دیوان حافظ ،اجتماعی ،عشق ،شاعر ،ادبیات ،حافظ با عقل مصلحت‌اندیش ،طایفه‌ای ،واژه ،زندگی ،تاریخی ،حکومت ،فرهنگ ،فرهنگ واژه نمای حافظ ،چالش حافظ با عقل ،انسان ،نظری ،علم ،عقل مصلحت‌اندیش پژوهشی جامعه‌شناختی ،دیوان حافظ به کار ،زرین‌کوب ،قدرت ،ریاکاری ،کار ،عقل زمانه ،عرفان و تصوف

این تحقیق در پی آن آن است که ریشه‌های تاریخی-اجتماعی نزاع‌ با عقل را در آثار عرفانی مخصوصا دیوان حافظ،بررسی کند. واژهء عقل،نردیک به پنجاه بار در دیوان حافظ به کار رفته،که با توجه به پنج دورهء زندگی شاعر،سعی شده است بین فراز و نشیب حیات اساسی- اجتماعی شاعر و طرز تلقی خوشبینانهء او از عقل در آغاز و عقل گریزی وعقل‌ ستیزی او در پایان عمر،ارتباطی قابل توجیه،پیدا و ارائه شود. تحقیق نشان می‌دهد که حافظ در دورهء نخست که هنوز جوان است و به اندیشه‌های تألیفی و پخته،دست نیافته است با عقل،برخوردی متعارف دارد. دوران دوم زندگی او،مصادف با اوج انحطاط اخلاقی و اجتماعی‌ است.حافظ درمی‌یابد که برای مواجهه با این وضعیت از عقل سلیم کاری ساخته‌ نیست و بناچار به تصوف می‌گراید و به تحقیر عقل نیرنگباز می‌پردازد. در دوران سوم زندگی او-مصادف با نخستین سالهای حکومت شاه‌ شجاع-اوضاع نسبتا بهتر است ولی حافظ پخته‌تر از آن است که دچار خوشبینی ظاهر بینانه شود.حافظ به شدت دورهء پیش،به عقل عملی نمی‌تازد، اما همچنان مهورزی و اغتنام فرصت و نقد اوضاع اجتماعی و عقل زمانه، مایه‌های اصلی شعر او محسوب می‌شود. دوره‌های چهارم و پنجم زندگی که با تغییر در شخصیت و منش‌ سیاسی شاه شجاع،آغاز می‌شود حافظ به کمال و پختگی و هوشمندی خود رسیده و از درگاه و افقی بالاتر-از افق رندی-به عقل می‌نگرد و قابلیتهای آن را به ریشخند می‌گیرد. پیش از طرح مسألهء اصلی پژوهش،باید اشاره کرد که در بررسی‌ آثاری مثل دیوان حافظ،به سختی می‌توان مرز آشکاری بین جامعه‌شناسی و ادبیات رسم کرد؛از این رو،گفتهء بعضی صاحبنظران درست می‌نماید که،در واقع ادبیات،بازتاب فرایند اجتماعی نیست،بلکه جوهر و چکیدهء تاریخ‌ تحولات اجتماعی می‌باشد1.وانگهی،اگر بپذیریم که هنرها و از جمله ادبیات، عنصر پویایی از فرهنگ هر جامعه هستند و فرهنگ هم عصارهء زندگی‌ اجتماعی است.نکته بالا اندیشمندانه به نظر می‌رسد،زیرا شاید نتوان ادبیات‌ واقع‌گرا و جامعه‌شناسی را به سادگی دو وادی فکری جداگانه به شمار آورد.

خلاصه ماشینی:

"حافظ درمی‌یابد که برای مواجهه با این وضعیت از عقل سلیم کاری ساخته‌ برای کسب معرفت حق،نیروی عشق بر عقل برتری دارد؟آیا حافظ شاعر موضوع تحقیق انجام گیرد،از این رو،نخست به طور فشرده به طرح مبانی نظری عقگرایی و تصوف پرداخته،سپس با مطالعه شرایط تاریخی زمانهء حافظ و مرور که برای حفظ قدرت غیر مردمی خود به انواع توطئه‌ها و دسیسه‌ها و جاسوس بازیها دست می‌زدند و برادر کشی را توجیه می‌کردند-یعنی عقل نیرنگ باز. واژه رند به گونه‌ای است که حتی در زبان حافظ هم که خود پیرو‘‘مذهب رندی‌‘‘ شخصیتی انسان،و عدم ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی از پیامدهای منفی نظام طایفه‌ای این دوران است،ولی چون حالت نهادی پیدا کرده،برای عامهء مردم، چنانکه پیش از این گفته شد،اوضاع اجتماعی-تاریخی روزگار حافظ جلال الدین توانشاه است که زمان سالخودگی حافظ بوده و از جمله این غزل را این است که بعضی برداشتهای حافظ با آنچه در رساله‌ عشق هم که از واژه‌های بنیادی عرفان است در کلام حافظ مفهوم خاص خود را یکی این که حافظ با ذهنی روشن و پویا و ژرف بین و کوشش تحسین‌انگیز،بسیاری از منابع فلسفی،علمی،و هنری موجود ساخته نیست و"عقل نیرنگباز"راه و روش مسلط زندگی شده است. عاملی که پایه‌ای این‌"عقل زمانه‌"را سست کند برای حافظ مطلوب است. مربوط به همین دوره است(در این مبحث تنها به کاربرد عقل در غزلیات و نه‌ اجتماعی،بیشترین غزلیات شاعر را در این دوران سروده شده است(البته شاید). حافظ چالشی با خردگرایی و عقل نظری ندارد،بلکه به عنوان هنرمندی مسؤول و نقاد،و برای سیر تخیلی از واقعیت موجود به حقیقت مطلوب،شرایط زمانه و"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.