Skip to main content
فهرست مقالات

جایگاه پرورش جسمانی در ادبیات فارسی

نویسنده:

ISC (26 صفحه - از 1 تا 26)

کلید واژه های ماشینی : جسم، ورزش، پرورش جسمانی در ادبیات فارسی، ادب، تربیت، تربیت‌بدنی، پرورش جسمانی، جوانمردی، ادبیات، کسب فضیلت اخلاقی و معنوی

انسان همواره به دنبال کسب سلامت و تندرستی به عنوان یک نیاز اصلی جهت زندگی بهتر بوده است و در این میان تربیت بدنی و فعالیت جسمی نقش به سزایی داشته است.اندیشمندان نیز به فراخور شناخت خویش به گونه‌ای خاص آن را مطرح کرده و درباره آن سخن گفته‌اند.این توجه به تربیت بدنی موجب شده است تا رشته‌های مختلف ورزشی که امروزه شاهد آن هستیم گسترش یابد که آن نیز ریشه در فرهنگ عامیانه هر سرزمین دارد.در اکثر آثار ادب فارسی، هر جا سخن از توانائی جسمی است، کسب فضائل اخلاقی و حفظ روحیه جوانمردی را مکمل تربیت بدنی دانسته‌اند و کمتر کسی است که به پرورش‌جسم بی‌اعتنا باشد و آنرا بی‌ارزش بداند، اما اختلاف نظر بیشتر در میزان توجه به جسم بوده است.ضمن اینکه عده‌ای معتقدند برای کسب فضیلت اخلاقی و معنوی باید جسم را در ریاضت قرار داد، برخی دیگر بر اعتلای جسم و روان معتقدند و عده‌ای نیز توجه صرف به تربیت جسم داشته‌اند.

خلاصه ماشینی: "2 اوحدی در«جام جم»در باب سالکین چنین بیان می‌کند: بر تو هر مشکلی که گیرد عقد کندش کشف بر تو دردم نقد روح در عرش و جسم در زندان چهره او گشاده لب خندان اگرش حال کم شود شادست وگر افزون شود برش باد است دنیی او ز بهر دین باشد خرمنش بهر خوشه چین باشد تصوف نشانگر طرز فکر خاصی است که در دوره‌های قبل رایج بود و پیروان این مسلک توجه کمی به امور دنیوی، از خود نشان می‌دادند؛چنانکه از آثار خواجه عبدالله انصاری، امام محمد غزالی، عین‌القضاة همدانی، ابو سعید ابی‌الخیر و برخی دیگر از صوفیان دوره‌های مختلف چنین برمی‌آید که کمتر به امور جسمانی و دنیوی توجه داشته‌اند و سعی آنان کسب فضایل معنوی و اخلاقی‌ به روش خاص صوفیان بوده است. » 27 فردوسی در تربیت سیاوش به دست رستم و پرورش تن و آموزش سلاح‌ها چنین می‌سراید: 28 به رستم سپردش دل و دیده را جهانجوی پور پسندیده را سواری و تیر و کمان و کمند عنان و رکیب و چه و چون و چند ز داد و ز بیداد و تخت و کلاه سخن گفتن و رزم و راندن سپاه و در تربیت جسمانی بهرام‌گور آورده است: یکی تا دبیری بیاموزدش دل از تیرگیها بر افروزدش سه دیگر که چوگان و تیر و کمان همان گردش تیغ با بدگمان در بین منظومه‌های حماسی ادبیات ایران از قرن پنجم تا هفتم علاوه بر اسکندر نامه‌ها، می‌توان به«شاهنشاه نامه»از مجدالدین محمد پاییزی نسوی، «ظفرنامه»از حمدالله مستوفی قزوینی، «شهنشاه نامه تبریزی»از احمد تبریزی، «سام نامه»خواجو و«سام نامه»سیفی و«شاهنامه»فردوسی اشاره نمود که برخی از آنها به وصف قهرمانان ملی و بعضی، به موضوعات تاریخی صرف، پرداخته‌اند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.