Skip to main content
فهرست مقالات

آثار اجزاء مخارج عمومی بر ارزش افزوده و سرمایه گذاری بخش صنعت در ایران

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (30 صفحه - از 207 تا 236)

کلیدواژه ها :

ایران ،سرمایه‌گذاری ،صنعت ،ارزش افزوده ،سیاستهای مالی ،ترکیب هزینه‌های دولت

کلید واژه های ماشینی : بخش صنعت، هزینه‌های دولت، کل هزینه‌های عمومی دولت اثر، آثار اجزاء مخارج عمومی، اثر، مدل، مالیاتی، سرمایه‌گذاری بخش صنعت، سرمایه‌گذاری، هزینه‌های دولت در امور اقتصادی

هدف از این مقاله، آزمون نظریه تفاوت ماهوی آثار ترکیبات متفاوت هزینه‌های دولت در بخش صنعت ایران طی دوره 1351-1378 می‌باشد.در راستای تحلیل دقیق‌تر آثار سیاستهای مالی، تأثیر اجزاء مخارج عمومی و درآمدهای دولت بر سرمایه‌گذاری و ارزش افزوده بخش صنعت در ایران بررسی شده است؛بدین منظور، تفکیک هزینه‌های دولت در امور اقتصادی، اجتماعی، عمومی و دفاعی جایگزین کل هزینه‌های دولت گردیده و نشان داده شده است که مهمتر از کل هزینه‌های دولت، نوع، ماهیت ترکیب و نحوه تأمین مالی آنهاست.هر چند کل هزینه‌های عمومی دولت اثر مثبت بسیار کوچک و کاملا بی‌معنایی دارد، اما اثر مثبت هزینه‌های دولت در امور عمومی و اثر منفی هزینه‌های دولت در امور اجتماعی بر سرمایه‌گذاری بخش صنعت را نمی‌توان رد کرد.همچنین هزینه‌های دولت در امور اقتصادی می‌تواند به طور معنی‌داری موجب ارتقاء ارزش افزوده بخش صنعت شود.با استفاده از نتایج مدل می‌توان گفت هزینه‌هایی که-با ساختار مالیاتی مفروض در دوره مورد مطالعه-از محل مالیاتها تأمین مالی شده‌اند، اثر معنی‌داری بر عملکرد(ارزش افزوده)بخش صنعت نداشته‌اند.

خلاصه ماشینی:

"در راستای تحلیل دقیق‌تر آثار سیاستهای مالی، تأثیر اجزاء مخارج عمومی و درآمدهای دولت بر سرمایه‌گذاری و ارزش افزوده بخش صنعت در ایران بررسی شده است؛بدین منظور، تفکیک هزینه‌های دولت در امور اقتصادی، اجتماعی، عمومی و دفاعی جایگزین کل هزینه‌های دولت گردیده و نشان داده شده است که مهمتر از کل هزینه‌های دولت، نوع، ماهیت ترکیب و نحوه تأمین مالی آنهاست. 2-مروری بر ادبیات و مطالعات تجربی انجام شده در زمینه اثرات مخارج دولت بر اقتصاد در زمینه آثار سیاستهای پولی و مالی بر رشد اقتصادی و سایر متغیرهای کلان اقتصادی، نظیر سرمایه‌گذاری، کارهای متعددی انجام شده است و نتایج این تحقیقات در بسیاری از موارد متناقض به نظر می‌رسد. در مدل 24 که هزینه‌های دولت تفکیک شده است، اثر هزینه‌های دولت در امور اقتصادی و عمومی مثبت و در امور اجتماعی و دفاعی منفی و بی‌معنی است و لذا می‌توان گفت هزینه‌هایی که با ساختار مالیاتی مفروض در دوره مورد مطالعه از محل مالیاتها تأمین مالی شده‌اند، اثر معنی‌داری بر عملکرد(ارزش افزوده)بخش صنعت نداشته‌اند. البته در مدل مورد استفاده، چون اتحاد قید بودجه بر مدل تحمیل شده است و فرض بر آن می‌باشد که با ورود درآمدهای مالیاتی و خروج متغیر کسری بودجه، هزینه‌های دولترا از طریق بدهی و از جمله استقراض از بانک مرکزی و افزایش حجم پول تأمین مالی می‌شود، ورود متغیر حجم پول، احتمال همخطی را افزایش می‌دهد و بی‌معنی بودن چند ضریب مدل و بالا بودن‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) تا حدی این احتمال را تقویت می‌کند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.