Skip to main content
فهرست مقالات

نظریه تعلیم اخلاقی مجازات

نویسنده:

مترجم:

ISC (38 صفحه - از 141 تا 178)

کلیدواژه ها :

مجازات ،جرم ،نظریه‌های مجازات ،تعلیم اخلاقی ،بهبود اخلاقی

کلید واژه های ماشینی : مجازات، نظریه تعلیم اخلاقی، نظریه تعلیم اخلاقی مجازات، نظریه، جرم، مجرم، بزهکار، دولت، قانون، توجیه

کوشش نظریه تعلیم اخلاقی، ارائه تبیینی از مجازات بر اساس موضعی متفاوت با سایر نظریه‌های مربوط به مجازات است. بر اساس این نظریه، مجازات به جز بازداشتن مجرمان از ارتکاب جرم و آسیب رساندن به دیگران، هدف والایی دارد که بنیاد این نظریه را در توجیه مجازات فراهم می‌آورد. جامعه با مجازات بزهکاران می‌خواهد به آنها و دیگران بفهماند که: اولا عمل انجام شده به ‌وسیله مجرم، بر خلاف قانون و لذا مستوجب مجازات است، و ثانیا نادرستی اخلاقی این عمل، دلیل خلاف بودن آن است. بر این اساس، هدف مجازات نه قصاص فرد مجرم، و نه معالجه اوست، بلکه هدف نهایی، بهبود بخشیدن اخلاقی مجرم و کل افراد جامعه است. از این‌رو، مجازات عملی است برای مجرم و به نفع او، و نه در برابر و علیه او. البته‌ از آنجا که مقتضای این نظریه، پذیرفتن واقعیت اختیار‌ انسانها و احترام نهادن به آن است، فرد مجرم می‌تواند از قبول این درس اخلاقی سر باز زند. در هر حال، جامعه حق ندارد فرد مجرم را مجبور به پذیرفتن این درس اخلاقی کند.

خلاصه ماشینی: "بدین ترتیب،‌ بر اساس نظریه تعلیم اخلاقی، منظور از مجازات آن نیست که انسان در مقابل آنچه جامعه انجام آن را از او می‌خواهد به نحوی شرطی شود (به‌همان شیوه‌ای که حصار سیمی برقی حیوان را شرطی می‌کند تا در محدوده مرتع باقی بماند)؛ بلکه بنا بر این نظریه، مقصود از مجازات، آموزش این نکته به فرد خلافکار است که آنچه او انجام داده (یا قصد انجامش را دارد)، از آنجا که به لحاظ اخلاقی عملی نادرست است و نباید مرتکب آن شد، ممنوع شده است. اما اگر مجازات به عنوان راهی برای تعلیم اخلاقی فرد خلافکار و بقیه افراد جامعه در مورد غیراخلاقی بودن آن عمل توجیه شده است، در آن صورت نتیجه می‌شود که مجازات نیز باید به شیوه‌هایی انجام گیرد که این هدف دوگانه را برآورده سازد. مثلا چگونه این بازنمایی به فرد خلافکار کمک می‌کند تا این واقعیت را بفهمد و بپذیرد که او مرتکب خطا شده و در آینده ‌باید به صورت دیگری عمل کند؟ اگر بخواهیم مؤثرترین پیام ممکن را برای ایجاد این پذیرش بفرستیم، آیا نباید بکوشیم تا مجازاتها را متناسب با ضعفهای روان‌شناختی و اخلاقی فرد خطاکار مشخص سازیم، یا آنکه می‌باید بدون توجه به این تناسب، بیش از هر چیز، یکسانی و عدالت در مجازاتها را مد نظر داشته باشیم؟ سرانجام اینکه آیا بر طبق این نظریه، دولت حق دارد افرادی را که مرتکب هیچ عمل‌ غیرقانونی‌ای نشده‌اند، اما ظاهرا نیاز به تعلیم اخلاقی دارند، مجازات کند؟ این نظریه پاسخی جالب و پیچیده برای این سؤال اخیر دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.