Skip to main content
فهرست مقالات

جور دیگر دیدن / پژوهشی در پیوند عرفان و هنر

نویسنده:

ISC (30 صفحه - از 79 تا 108)

کلیدواژه ها : عرفان ،عادت ،هنر ،لطیفه ،جور دیگر دیدن ،آن

کلید واژه های ماشینی : جور ،عرفان ،هنری ،دیدن ،عارفان ،عادت ،پیوند ،پیوند عرفان و هنر ،شعر ،جهان ،نگاه ،اسرار التوحید ،عارفان و هنرمندان جهان ،هنر و عرفان ،سخن ،نغز ،کار هنری ،نکته‌ای ،عارف راستینی هنرمند ،کار ،دید و دریفات عادت ،چنان‌که ،تهران ،گفتار عارفان نشان ،کار هنری و عرفان ،نکته‌ای نغز ،دیدن هنری ،طاقچهء عادت ،دیدن عرفانی ،جهان دیگرگون

جور دیگر دیدن،آن‌گونه که در این گفتار بدان پرداخته شده،پل پیوندی است که عرفان‌ و هنر را در یک رده و رسته می‌نشاند و هر دو را برخاسته از مینه‌ای هم‌سان می‌شمارد؛و آن، توانایی ویژه‌ای است که هم عرفان و هم هنرمندان از آن برخوردارند:توانایی ویژه‌ای که‌ خود،دو سوی و روی دارد:بینشی و کنشی:بر بنیاد سویهء بینشی این توانایی،عارفان و هنرمندان جهان را جور دیگر می‌نگرند و بر پایهء این‌جور دیگر دیدن،هم نادیدنی‌هایی را که‌ از دید و دریفات عادت زدهء دیگران دور است،می‌بیند و هم از دیدن پدیده‌های هر روزه و عادت شده،چیزهایی در می‌یابند که دیگران در نمی‌یابند؛و بر بنیاد سویهء کنشی آن، دیگر دیده‌های خویش را در صورت و ساختارهایی از جنس آهنگ(شعر و موسیقی)و رنگ‌ (نقاشی و نگارگری)و سنگ(پیکرسازی)و...-که ما آن‌ها را کار هنری می‌خوانیم-در دید و دست‌رس دیگران می‌گذارند و بدین‌گونه آنان را نیز به جهان دیگرگون خویش راه می‌دهند. در این گفتار پس از پژوهش‌ها و بررسی‌هایی دربارهء نکته‌های یاد شده،با آوردن نمونه‌هایی‌ از رفتار و گفتار عارفان نشان داده‌ایم که آموزه‌ها و آزمون‌های عرفانی و معنوی در کنار پی‌آمدهای گوناگون،این پی‌آمد را نیز دارند که بینش و کنشی چنان هنری به عارف ارزانی‌ می‌دارند که با نگاه بدان می‌توان گفت:هر عارف راستینی هنرمند نیز هست.

خلاصه ماشینی:

"این پی‌آمد را دارد که آدمی در برخورد با آن‌ها همواره با گونه‌ای حیرت همراه است. و از این جاست که هم عارف و هم هنرمند جهان و پدیده‌ها را جور دیگر می‌بینند خواستهء ما از جور دیگر دیدن این است که دید و دریافت و شناخت و شنیدی که‌ عارفان و هنرمندان از جهان و پدیده‌های آن دارند،بسی فراتر و فراخ‌تر و ژرف‌تر است از دید و دریافت و شناخت و شعوری که دیگران دارند. ریشه و زمینهء جور دیگر دیدن عارفان و هنرمندان نیز گویا از این‌جا باشد که جهان و نزدیک و بنیادین دارد و زمینهء این پیوند و پیمان از یک دید،جور دیگر دیدن است که هم‌ و چون کار به گفتار کشد و لب به سخن گشایند،سخنشان نیز جور دیگر شود و گفتارشان‌ بر دست شیخ توبه کردند و همه اهل دیه مرید شیخ گشتند»(اسرار التوحید،391/1 نیز برای‌ دو گزارش همانند،بنگرید به:همان 93/1 و 912/1)؛ -از او می‌پرسند«که ای شیخ!در نماز دست بر کجا نهیم؟و خواستهء آنان این است که چون‌ راه یاد می‌کنند و شیخ خرده‌سنج و دیگر بین نکته‌هایی نغز در میان می‌آورد و نگاه کوته‌بین آنان‌ در چنین زمین و زمینه‌ای است که حضرت مولانا گفت(کلیات شمس،222/4):گرچه من خود ز عدم دل خوش و خندان زادم‌ عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن Zحضرت حافظ نیز گفت(دیوان،ص 593):گریه و خندهء عشاق ز جایی دگر است‌ می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم دربارهء این داستان و گزارش‌های دیگر آن بنگرید به تعلیقهء خواندنی استاد شفیعی بر(اسرار التوحید،"

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.