Skip to main content
فهرست مقالات

نقد و بررسی نظریه "مثل" و تأثیر آن در فهم ملاصدرا از آیات قرآن

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (20 صفحه - از 1 تا 20)

کلیدواژه ها :

مثل ،شیخ اشراق ،ابن سینا ،ملاملاصدرای شیرازی ،امام فخر رازی

کلید واژه های ماشینی : شیخ اشراق، ملاصدرا، صدرا، مادی، نظریه، اثبات، نقد و بررسی، مجرد، نباتی، افراد مادی

در این مقاله ابتدا نظریه "مثل" مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. به این منظور مهم‌ترین ادله اثبات این نظریه در فلسفه شیخ اشراق و ملاصدرا و همچنین مهم‌ترین اشکال‌های ابن سینا و امام فخر رازی به آن، مورد تحلیل، نقد و بررسی قرار گرفته و با استدلال معلوم شده است که نه ادله آن دو فیلسوف برای اثبات این نظریه صحیح است و نه اشکال‌های این دو دانشمند برای انکار آن، بنابراین به علت عدم دلیل اثبات و نه به خاطر وجود دلیل بر بطلان، نمی‌توان این نظریه را تأیید کرد. در بخش دوم برداشت‌های ملاصدرا از آیات قرآن، تحت تأثیر نظریه "مثل" مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. به این منظور کلیه مواردی که ملاصدرا تحت تأثیر این نظریه معنایی خلاف معنای ظاهر آیات قرآن ارایه داده است، از کتب تفسیری و فلسفی او جمع آوری شده است. سپس با توجه به روایات، آیات، قرائن عقلی و لفظی صحت و سقم برداشت‌های ملاصدرا از آن آیات، معین شده است. در اثر این تحقیق معلوم شده است که هیچ یک از چهار تفسیری که ملاصدرا تحت تأثیر این نظریه مطرح کرده است، صحیح نیست.

خلاصه ماشینی: "1. تعریف «مثل» نظریه مثل هر چند همواره با نام افلاطون همراه بوده است و از ارکان فلسفه او محسوب می‌شود و در جهان اسلام نیز ابتدا توسط شیخ اشراق مورد پذیرش قرار گرفته است (1، ص: 221)، اما از آنجا که منظور ما بررسی آرای صدرالمتألهین پیرامون نظریه مثل است، از این رو تعریف مثل را از دیدگاه او بیان می‌کنیم: ملاصدرا می‌گوید هر نوع جسمانی علاوه بر افراد مادی در این جهان، یک فرد مجرد نیز در عالم مجردات دارد که علت حقیقی افراد مادی است و به تدبیر آن‌ها می‌پردازد. نقد و بررسی دلایل صدرالمتألهین دلیل اول صدرا علاوه بر این که به وسیله دو اشکالی که گذشت، ابطال می‌شود، به اشکال دیگری نیز مبتلا است و آن این‌که می‌توان گفت: صور عقلی به نفس انسان قائم‌اند و هیچ یک از سه لازمه محالی که صدرا فرموده است، لازم نمی‌آید، زیرا در علوم حضوری علاوه بر حضور معلوم نزد عالم، باید عالم به معلوم خود توجه داشته باشد، تا علم حاصل شود، برای مثال انسان احساس تشنگی و گرسنگی را با علم حضوری می‌یابد، ولی اگر توجه او به مسأله مهمی معطوف گردد، احساس تشنگی و گرسنگی نمی‌کند، هر چند این دو حالت بر نفس او عارض و به نفس او قائم‌اند، ولی به علت این‌که او به امر دیگری توجه دارد، نسبت به این دو معلوم حضوری خود دچار غفلت و فراموشی است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.