Skip to main content
فهرست مقالات

ماهیت فلسفه سیاسی

نویسنده:

مترجم:

علمی-ترویجی/ISC (4 صفحه - از 120 تا 123)

کلید واژه های ماشینی : سیاسی، فلسفه سیاسی، ماهیت فلسفه سیاسی، ماهیت، دل‌مشغولی، فلسفه سیاسی دل‌مشغولی، فلسفه سیاسی به‌دنبال ارائه دلایل، توجیه، ماهیت انسانی، نظم سیاسی

فلسفه سیاسی به عنوان جنبه اصلی فلسفه، عموما در حوزه یونان باستان گسترش یافت و نوشته های افلاطون و ارسطو کمک مهمی به این موضوع کرد. مسئله محوری برای فلسفه سیاسی دل مشغولی در مورد توجیه یا نقد روش های سیاسی عامی چون دموکراسی، الیگارشی یا پادشاهی و شیوه هایی بوده است که حاکمیت دولت باید از طریق آن فهم و درک شود؛ دل مشغولی در مورد رابطه فرد و نظم سیاسی و ماهیت الزام فرد به آن نظم؛ دل مشغولی در خصوص انجام و ماهیت نظم سیاسی از منظر ملت و گروه های درون آن؛ دل مشغولی در مورد نقش فرهنگ، زبان و نژاد به عنوان جنبه های آن؛ دل مشغولی درباره بنیان ایدئولوژی ها و دیدگاه های سیاسی عام و متفاوتی چون محافظه کاری، سوسیالیسم و لیبرالیسم و دل مشغولی در مورد ماهیت جنبه های اساسی یی چون دولت، فرد، حقوق، اجتماع و عدالت به حسب آن چه ما درباره سیاست درک کرده و بیان می نماییم. از آنجا که فلسفه سیاسی به توجیه و نقد شکل های سازمان سیاسی موجود و ممکن می پردازد، بخش مهم و معتنابهی از آن هنجاری است؛ فلسفه سیاسی به دنبال ارائه دلایل [اتخاذ] یک مفهوم خاص از حق و خیر در سیاست است. در نتیجه، بسیاری از جر و بحث های جاری در فلسفه سیاسی روش شناختی هستند؛ آن ها باید به این امر بپردازند که چگونه می توان داوری های هنجاری در مورد سیاست را - اگر اصلا وجود داشته باشند - توجیه نمود

خلاصه ماشینی:

"به‌رغم همه این تفاوت‌ها، چه بسا دریابیم که راهبرد یکسانی مورد پذیرش قرار گرفته است؛ به این معنا که برای توجیه مجموعه خاصی از ترتیبات سیاسی باید نیازها، انگیزش‌ها، امیال، منافع و هدف‌های اساسی انسان‌ها را درک نمود و سپس از این‌ه برای درک شایسته ماهیت و نقش متناسب سیاست در زندگی انسان استدلال نمود. این بدان معنا است که می‌توان اذعان کرد که شهروندان درباره آن‌چه که در زندگی انسانی خیر می‌دانند، اختلاف نظر دارند، اما با وجود این، آن‌ها در عدالت چارچوب سیاسی که در درون آن، اهداف متفاوت خود را دنبال می‌کنند، ذی‌نفع هستند. می‌توان استدلال نمود که امکان دارد با ارائه برخی انگاشت‌های جزیی‌تر درباره خیرهای اساسی انسانی گزارش محکم و قانع‌کننده‌ای از قواعد عدالت در درون یک جامعه‌ی متنوع و ناهمگون بیان نماییم؛ خیرهایی که همه مردم این‌گونه تلقی می‌شوند که به‌جای حداقل، خواهان حداکثر آن‌ها هستند، به‌رغم هر چیز دیگری که آن‌ها چه‌بسا تصور نمایند که در زندگی خیر است و در این صورت، جهت تصمیم‌گیری در مورد قواعدی که بر توزیع این «خیرهای نخستین» حکمفرما است، به برخی اصول عام عقلانیت استناد می‌نمایند. آیا فلسفه سیاسی باید در توجیه وارد شود یا در تفسیر؟ آیا آن به ارزش‌های جهان‌شمولی می‌پردازد یا به ارزش‌های جوامع خاص؟ آیا مشکلات تنوع اخلاقی باید با استناد به انگاشت‌های حداقل درباره طبیعت انسانی و کاربرد شیوه‌های رسمی استدلال برای آن انگاشت‌ها حل شوند یا با دست و پنجه نرم کردن با این تنوع، آن‌چنان‌که خود را در تفاسیر مختلف از ارزش‌ها در جامعه‌ای خاص نشان می‌دهد؟ پی‌نوشت *."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.