Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به نقد قرائت رسمی از دین

نویسنده: ؛

تابستان و پاييز 1380 - شماره 20 و 21 علمی-ترویجی (22 صفحه - از 124 تا 145)

کلید واژه های ماشینی : شبستری ،بشر ،حقوق بشر ،آقای شبستری ،قرائت رسمی از دین ،حقوق بشر اسلامی ،دینی ،متون دینی ،خداوند ،انتظار بشر از دین ،کتاب و سنت ،نظام حقوق بشر اسلامی ،فلسفی ،فقه اسلامی ،مبانی فلسفی ،نظام حقوق بشر ،حکومت اسلامی ،قرائت از متون ،مبنای حقوق بشر ،دین اسلام ،اعلامیه حقوق بشر ،زندگی اجتماعی ،گزاره‌های دینی ،جدید ،آقای شبستری می‌گوید ،نظام حقوق ،کتاب فلسفه حقوق بشر ،حقوق بشر و مبانی ،دیدگاه‌های آقای شبستری ،زندگی اجتماعی جدید

کتاب «نقدی بر قرائت رسمی از دین» اثر آقای محمد مجتهد شبستری، دارای چهار بخش است که عبارتند از: 1. بحران قرائت رسمی از دین؛ 2. مفاهیم سیاسی جدید و سنت اسلامی؛ 3. حقوق بشر؛ 4. قرائت انسانی از دین. هر یک از بخش های فوق دارای چند فصل است که در لابلای آنها مولف به بیان دیدگاههای خود پرداخته است. صاحب این قلم بر بسیاری از مطالب ایشان نقدهایی دارد که در این گفتار به بررسی سه دیدگاه ایشان در باب قرائت پذیری دین، ناکارآمدی فقه (فصل اول از بخش اول) و حقوق بشر (بخش سوم) می پردازد و چنانچه مجالی باشد دیدگاه های ایشان را در باب مسائل دیگری که در این کتاب مطرح شده در آینده نقد و بررسی خواهد کرد. 1. قرائت پذیری دین در بحث از قرائت ها و اینکه آیا در باب دین قرائت واحد داریم یا قرائت های کثیر، آقای شبستری اعتقاد به قرائت های گوناگون از دین دارند. ایشان قبل از آنکه به تحلیل دقیق مبانی فکری خود بپردازند به نقد دیدگاه مخالفان خود پرداخته اند. ایشان تفسیر خاصی از نظریه طرفداران قرائت ناپذیری دین دارند. به این بیان که آنها اصلا به «قرائت از متون دینی» معتقد نیستند. حتی بر این اعتقادند که «متن خوانی را باید کنار گذاشت.» (ص 367) «مبانی فکری و فلسفی آن آقایان به قرائت متون دینی مربوط نیست. مبنای آنان عبارت است از توضیح و تشریح معرفتی که بر پایه متافیزیک افلاطونی و ارسطویی استوار است و یک معرفت انتولوژیک (وجودشناسانه) است. اینها درواقع می گویند پیامبر اسلام(ص) هم در رسالت خود بر همان معرفت وجودشناسانه تاکید کرده است. این تفکر چنان تفکری است که در فلسفه اسلامی وجود دارد. مفاهیم اصلی موجود در این مکتب از این قبیل است که مثلا از خداوند به علت العلل یا واجب الوجود من جمیع الجهات و الحیثیات تعبیر می شود و دین تجلی خداوند است. در نظر آنها وحی عبارت است از اتصال نبی با عقل فعال و مسائلی از این قبیل، این تفکر و این مفاهیم هیچ ربطی به مفهوم قرائت که در دنیای حاضر از آن سخن گفته می شود ندارد.» (ص 367) عبارات فوق دارای اشکالات بسیاری است: اولا: اصطلاح معرفت وجودشناسانه، اصطلاحی غلط است و هیچ متفکری آن را نقل نکرده است. در خود لفظ وجودشناسی و وجودشناسانه معرفت نهفته است و هیچ گاه اصطلاح معرفت صفت وجودشناسانه را پیدا نمی کند. ثانیا: اینکه مبانی فلسفی متفکری، افلاطونی و یا ارسطویی باشد هیچ ارتباطی به پذیرش قرائت واحد یا کثیر از متون دینی ندارد. ثالثا: اگر مراد از قرائت پذیری، فهم مفاهیم و گزاره های دینی باشد، اینکه کسی خدا را علت العلل یا واجب الوجود بداند و یا وحی را اتصال نفس نبی به عقل فعال بداند قطعا قرائتی از دین را عرضه کرده است و این گونه نیست که «این مفاهیم هیچ ربطی به مفهوم قرائت که در دنیای حاضر از آن گفته می شود» نداشته باشد. به علاوه هر تفسیری که یک متفکر - چه دیروز و چه امروز - از این مفاهیم دینی ارائه دهد طبق نظر امثال آقای شبستری خود نوعی قرائت از آنهاست. تعارض متافیزیک با متن خوانی از نظر آقای شبستری میان متافیزیک - خواه افلاطونی و ارسطویی باشد یا صدرایی - با متن خوانی ناسازگاری وجود دارد. «متن خوانی اگر هم بگوییم ریشه هایی در گذشته دارد فعلا رویکرد فلسفی جدیدی است غیر از رویکرد فلسفی انتولوژیک، از آن گونه که در متافیزیک افلاطون و ارسطو بوده و آقایان هم با تغییرات و تکمیلاتی از آن تبعیت می کنند و در تفکر صدرالمتالهین به نام حکمت متعالیه بالاخره همان متافیزیک به گونه ای دیگر خودش را ظاهر کرده است.»

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.