Skip to main content
فهرست مقالات

نگاهی به تجربه دینی

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (20 صفحه - از 3 تا 22)

کلیدواژه ها :

قرآن ،وحی ،تجربه دینی ،خدا ،تجربه عرفانی ،تجربه حسی ،اساس دین ،گوهر دین ،تجربه نبوی و رسالی ،شلایر ماخر

کلید واژه های ماشینی : تجربه، تجربه دینی، وحی، خدا، عارف، شلایر ماخر، تجربه دینی و عرفانی، حسی، پیامبر، تجربه عرفانی

این مقال بر آن است تا افق روشنی از تجربه دینی را فراروی ما قرار دهد. ابتدا به تصویری اجمالی از تجربه دینی، سپس به تعریف و انواع و اقسام آن اشاره کرده، و بر آن است که مدعیات تجربه دینی را می‌توان در سه محور گنجاند که عبارتند از: 1. آیا تجربه دینی و عرفانی می‌تواند منبع شناخت تلقی شود؟ 2. آیا تجربه دینی و عرفانی می‌تواند خدا را اثبات کند؟ 3. آیا تجربه دینی و عرفانی می‌تواند اساس دین و دینداری تلقی شود؟ این سه محور بررسی شده و این نتایج به دست آمده است: تجربه دینی و عرفانی می‌تواند منبع شناخت تلقی شود؛ البته، حقانیت مدعیات این تجربه‌ها، معیارهای خاص خود را می‌طلبد. چنین تجربه‌هایی می‌توانند خدا را برای عارف و شخص تجربه‌گر اثبات کنند؛ البته دیگران ملزم نیستند، چنین ادعاهایی را بپذیرند، مگر این که متعلق آن‌ها را برهان عقلی اثبات کند یا به طریقی به خطاناپذیری و عصمت عارف و شخص تجربه‌گر اذعان یابیم. تجربه دینی همچنین نمی‌تواند محور و اساس دین و دینداری واقع شود و اشکالات فراوانی متوجه آن است. در پایان، مقایسه‌ای بین تجربه عرفانی و دینی و وحی به عمل آمده و به برخی شبهات درباره بسط تجربه نبوی پاسخ داده شده است.

خلاصه ماشینی:

"معیار صحت بعضی از این مدعیات در خود آن‌ها است؛ نظیر وحی رسالی پیامبر (اگر با کمی مسامحه، تجربه دینی را بر وحی رسالی پیامبر بتوان اطلاق کرد) و معیار بعضی دیگر، عقل و منابع دیگر معرفتی از جمله کتاب مقدس است که اگر موافق آن‌ها بود؛ درست و گرنه نادرست است؛ البته شهود عارف به شرطی که به مرحله یقین برسد و مخالف عقل و شرع نیز نباشد، برای خودش حجیت دارد؛ اما شهود عارف برای دیگران حجیت ندارد، مگر این که بر متعلق آن تجربه برهان عقلی اقامه شود؛ یعنی از راه عقل آن را اثبات کنند یا این که به طریقی، عصمت صاحب شهود برای دیگران ثابت شده باشد، در آن صورت می‌تواند به آن شهود تمسک کند. حتی روایات معتبری وجود دارد که می‌فرماید: اقوال امامان را نیز باید با قرآن سنجید که اگر موافق قرآن بود أخذ کنیم و اگر مخالف آن بود، کنار بگذاریم: ما وافق کتاب الله‌ فخذوه و خالف کتاب الله‌ فدعوه؛ (84) پس از این سخنان به خوبی برمی‌آید که اولا وحی رسالی و نبوی خاتمه یافته است و نمی‌تواند تداوم داشته باشد؛ البته مراتب فروتر وحی یعنی الهام تداوم دارد و همچنین اگر حالتی به انسان دست داد که دیگر نباید به شریعت اسلام عمل کند، این دیگر تجربه نبوی نیست؛ بلکه تجربه شیطانی است؛ زیرا یگانه معیار مدعیات شخص تجربه گر قرآن کریم است؛ حتی اقوال امامان را نیز باید با قرآن سنجید؛ از این رو ادعاهای جناب آقای عبدالکریم سروش در مورد وحی، براساس مبانی قرآن، صحیح نیست."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.