Skip to main content
فهرست مقالات

مناهج عمده تحقیق در معارف دینی

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (16 صفحه - از 73 تا 88)

کلیدواژه ها :

ایمان‌گرایی ،عقل‌گرایی ،منهج ،نص‌بسندی

کلید واژه های ماشینی : منهج، عرف، معرفت، فقه، مصادر، عقل، مناهج عمده تحقیق، استنباط، اختلاف، فهم، فقها، تحقیق در معارف دینی، سند، سنت، امامیه، منهج معرفتی، دانش، تحقیق، فقه امامیه، دانش فقه و منطق استنباط، اسلامی، علم، منابع معرفت و متد علم، تأثیر منهج در معرفت، منبع استنباط در فقه امامیه، کتاب، مناهج و متدهای گذشتگان، کلام، اصول، منابع استنباط و اسناد فقهی

تأثیر منهج در معرفت و شناخت انسان بر هیچ کس پوشیده نیست. اختلاف قرائات و تفاوت برداشت‌ها از گسست و اختلاف در منهج صورت می‌گیرد و تقریب مناهج گامی بلند به سوی فهم واحد و جلوگیری از تشتت آرا است. عناصر تشکیل دهنده یک منهج معرفتی ـ که با اختلاف در آن‌ مناهج متعدد به وجود می‌آید ـ سه چیز است: مصادر گزینش شده برای فهم و استنباط و تفاهم؛ برخورد با آن مصادر (تحدید و تعیین حوزة استفاده از آن‌ها)؛ عرض و مقارنة مصادر و رتبه‌بندی آن‌ها به ویژه در وقت تعارض و ناسازگاری. نوشته حاضر تتبعی است از مناهج و متدهای گذشتگان در تحقیق پیرامون معارف دینی و تفهیم و تفاهم آن، و تحقیقی است در ارائه منهجی واحد برای دانش فقه و منطق استنباط.

خلاصه ماشینی: "عناصر تشکیل دهنده یک منهج معرفتی ـ که با اختلاف در آن‌ مناهج متعدد به وجود می‌آید ـ سه چیز است: مصادر گزینش شده برای فهم و استنباط و تفاهم؛ برخورد با آن مصادر (تحدید و تعیین حوزة استفاده از آن‌ها)؛ عرض و مقارنة مصادر و رتبه‌بندی آن‌ها به ویژه در وقت تعارض و ناسازگاری. منهج «ایمان‌گرایی» که به نوعی به شهود و اشراق بر می‌گردد متد دیگری برای فهم و اعتقاد و سلوک بود که مورد توصیه مسیحیت قرار گرفت؛ زیرا مسیحیان از سویی خود را با متنی مدون و الاهی روبه‌رو نمی‌بینند، این گروه انجیل را نیز زندگانی و سخنان حضرت عیسی (ع) می‌دانند که متی و لوقا و یوحنا و مرقس آن را نوشته‌اند نه وحی الاهی، توماس میشل در این باره می‌گوید: مسیحیان هرگز نمی‌گویند عیسی کتابی به نام انجیل آورد، آوردن وحی توسط عیسی به گونه‌ای که مسلمانان در مورد قرآن و پیامبر اسلام معتقدند، در مسیحیت جایی ندارد. مثال دوم از دانش کلام است: عقل‌گرایی، بیان‌گرایی (نص‌بسندی) و ایمان‌گرایی سه منهج عمده در مناهج متداول در این دانش است که از همان سه عنصری که اشاره کردیم ـ یعنی ناهمگونی مصادر معرفت، اختلاف در برخورد و نحوه تعامل با آن‌ها و رتبه‌بندی و عرض و مقارنه آن‌ها با یکدیگر ـ نشأت می‌گیرد. بر هیچ محققی پوشیده نیست که مبحث «اصول علمیه» در اصول فقه شیعه و اهل سنت همسان نیست، بلکه قابل مقایسه نیست، در حالی که اصول امامیه و به تبع آن، فقه این گروه به طور گسترده به مباحث اصول علمیه پرداخته، حدود آن را ـ به ویژه بعد از شیخ انصاری (ره) ـ تعیین کرده و در فقه نیز تا حد گسترده از آن بهره می‌برد، در اصول فقه و فقه اهل سنت مطمح نظر قرار نگرفته است."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.