Skip to main content
فهرست مقالات

فطرت و قوای نفس، منبع یا حالت؟

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (16 صفحه - از 23 تا 38)

کلیدواژه ها :

عقل ،فطرت ،نفس ،قلب ،قوای نفس ،وضعیت نخستین

کلید واژه های ماشینی : فطرت، نفس، معرفت، انسان، عقل، فطرت و قوای نفس، آفرینش، وهم، قوای نفس، حالت

مطالعه دربارة انسان و توانایی‌های آشکار و پنهان او، از علایق دیرینه اغلب اندیشه‌وران بشر است. فیلسوفان و عارفان، از دیرباز و روان شناسان و مردم‌شناسان در قرن اخیر، به بررسی این موضوع همت گماشته‌اند. پیش از این همه، ادیان ابراهیمی و حتی برخی دین‌واره‌ها به ارائه تحلیلی ویژه از واقعیت پررمز و راز این پدیدة شگفت آفرینش و توانایی‌های او پرداخته‌اند. اغلب ادیان به ویژه اسلام، ضمن تصریح بر وجود نیروی عقل در انسان و دعوت او به خردورزی، از وجود حقیقتی در آحاد انسان‌ها به نام «فطرت» خبر داده‌اند. توجه به این عنوان، پرسش‌های گوناگونی را برای خردمندان پدید آورده که از اهم آن‌ها، پرسش از تفاوت بین «فطرت» با واقعیاتی همچون «نفس» «عقل» و «قلب» است. آیا فطرت، واقعیتی جدا از نفس، عقل و قلب است که برخی معارف و گرایش‌های انسان مربوط به آن است یا فطرت، وضعیت و حالت خلقت هر یک از امور پیش‌گفته است که آدمی بر آن سرشته شده و با آن به عرصة هستی گذاشته است؟ این مقاله در جست وجوی پاسخ مناسبی برای این پرسش است.

خلاصه ماشینی:

"نفس است و در این صورت، فطرت، معرفتی متمایز از قوا به بار نخواهد آورد؛ اگر چه هنوز می‌توان ادعا کرد که فطرت می‌تواند دربردارندة معارفی مقدم بر قوا باشد؛ یعنی معارف قوا، همه در طول معارف فطرت قرار گیرند؛ چنان که برخی ادعا دارند فطرت، منبع معرفت است؛ ولی آیا می‌توان نفس را پیش از نزول و تجلی در قوایش، منبع معرفت دانست؟ در حالی که این قوای مدرکة نفس هستند که معارف انسان، با آن آغاز می‌شود؛ زیرا مقصود از قوای نفس، همان قوای درک کنندة او هستند که درک و معرفت با آن‌ها آغاز می‌شود و شاید بتوان گفت که درک نفس از خودش نیز پس از تجلی در قوایش معنا می‌یابد؛ زیرا تا پیش از این تجلی، ماهیت درک، محقق نیست و در صورتی که درک نفس از خود را پیش از تجلی در قوایش بدانیم، این یگانه معرفتی است که در این مرتبه می‌توان داشت که معرفت دینی نبوده و در نتیجه نمی‌توان فطرت را منبعی برای معارف دینی دانست. همچنین اگر پسر یا دختری را از آغاز با جنس مخالفش روبه‌رو نسازند (جنس مخالف را در طول عمرش نبیند)، هیچ گرایشی به جنس مخالف نخواهد یافت؛ اگر چه نیاز جنسی داشته باشد و این نیاز با گرایشی انحرافی و غیر معمول ارضا شود؛ پس فطری بودن هر معرفت یا گرایشی را می‌توان به معنای سازگاری‌ آن با نوع و حالت خلقت نفس انسان دانست، نه به معنای وجود آن معرفت یا گرایش در نفس، و این همان چیزی است که از آن به تهیأ و آمادگی نفس برای پذیرش حق یاد کرده‌اند؛ چنان که ابن‌اثیر در جای دیگر، در توضیح حدیث نبوی که پیش از این ذکر شد، می‌گوید: و معنی الحدیث ان المولود یولد علی نوع من الجبله و هی فطره الله تعالی و کونه متهیئا لقبول الحق طبعا و طوعا لو خلته الشیاطین الانس و الجن* (ابن‌اثیر، 1408ق: ج 1، ص 239)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.