Skip to main content
فهرست مقالات

خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (22 صفحه - از 5 تا 26)

کلیدواژه ها :

عقل ،خاتمیت ،شریعت ،نبی ،مرجعیت علمی ائمه معصومین ،‌ علم لدنی

کلید واژه های ماشینی : خاتمیت، مرجعیت علمی امامان معصوم، امامان، امامان معصوم، پیامبر، خاتمیت و مرجعیت علمی، خاتمیت پیامبر گرامی اسلام، وحی، اسلام، حدیث

اخیرا بعضی افراد در باب سازگاری خاتمیت و مرجعیت علمی امامان معصوم شبهاتی را مطرح نموده‌اند آنان برآنند که اعتقاد به علم لدنی وعصمت امامان و حجتیت سخنان آنان با خاتمیت پیامبر گرامی اسلام و انقطاع وحی ناسازگاری دارد. این مقال بر آن است تا پاسخ مستدل به این شبهه و برخی از شبهات دیگر بدهد . در ابتدا به سرچشمه علوم امامان معصوم اشاره می‌شود که عبارتند از: 1. نقل از رسول خدا? 2. نقل از کتاب علی? 3.استنباط از کتاب و سنت 4. الهام‌های الاهی. سپس مطرح شده است که قرآن و روایات بر این نکته تاکید دارند که ممکن است افرادی از علم لدنی عصمت برخوردار باشند و سخنان آنان بر دیگران حجت داشته باشد ولی نبی نباشند بنابراین هیچ ناسازگاری بین خاتمیت و مرجعیت علمی وسیاسی ائمه وجود ندارد. همچنین در ادامه به نقش امامان در حفظ و پاسداری از شریعت اسلام اشاره شده. در پایان وظیفه و جایگاه عقل در فهم متون دینی پس از رحلت پیامبر مورد بررسی‌ قرارگرفته است. در ضمن در این مقاله به تناقض‌گویی‌های جناب آقای دکتر سروش در این باب اشاره شده‌است.

خلاصه ماشینی:

"میان آنان ، با آنچه خدا نازل کرده, داوری کن, و هر نوع داوری که در قوانین الاهی ریشه نداشته باشد, حکم جاهلی است: أفحکم الجاهلیة یبغون ومن أحسن من الله حکما لقوم یوقنون (مائده(5):50) آیا حکم جاهلیت را از نو می‌خواهند و چه کسی بهتر از خدا برای قومی که اهل ایمان و یقین هستند, حکم می‌کند؟ با توجه به این بیان باید گفت: پیامبر اسلام خاتم پیامبران است و با رحلت او وحی تشریعی قطع شده و او آیین الاهی را تکمیل کرد و هر چه بشر به آن نیاز دارد, در آیین او وجود داشت. چگونه احکام و تکالیفی را بیان می‌کنند که در قرآن و سنت‌های باقیمانده از پیامبر نیست؟ و این همان شبهه‌ای است که آقای سروش بر آن تکیه می‌کند و من مجموع دیدگاه‌های او را در این مورد در چند محور مطرح کرده, به تحلیل آن‌ها می‌پردازم: محور نخست: ناسازگاری مرجعیت علمی با خاتمیت‌ این همان سؤالی است که جناب آقای سروش آن را به صورت محور نخست مطرح می‌کند: چگونه می‌شود که پس از پیامبر خاتم, کسانی در آیند و به اتکای وحی و شهود سخنانی بگویند که نشانی از آن‌ها در قرآن و سنت نبوی نباشد و در عین حال, تعلیم و تشریع و ایجاب و تحریمشان در رتبه وحی نبوی بنشیند و عصمت و حجیت سخنان پیامبر را پیدا کند و باز هم در خاتمیت خللی نیفتد؟ پس خاتمیت چه چیزی را نفی و منع می‌کند و به حکم خاتمیت وجود و وقوع چه امری ناممکن می‌شود؟ و چنان خاتمیت رقیقی که همه شئوون نبوت را برای دیگران میسور و ممکن می‌سازد، بود ونبودش چه تفاوتی دارد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.