Skip to main content
فهرست مقالات

درآمدی بر فلسفه هنر از دیدگاه فیلسوفان اسلامی

نویسنده:

علمی-ترویجی/ISC (20 صفحه - از 313 تا 332)

کلیدواژه ها : شعر ،صنعت ،هنر ،زیبایی ،لذت ،موسیقی ،خیال ،زینت ،جمال ،فلسفه هنر ،حضرت خیال ،محاکات ،بهاء ،فن

کلید واژه های ماشینی : هنر ،محاکات ،فلسفه هنر ،زیبایی ،خیال ،فلسفه هنر از دیدگاه فیلسوفان ،دیدگاه فیلسوفان اسلامی ،فیلسوفان اسلامی ،شعر ،صدرالمتالهین ،دیدگاه ،حکمای اسلامی زیبایی‌های موجود ،حق‌تعالی ،قوه خیال و عالم خیال ،لذت ،حکیمان اسلامی ،موسیقی ،تعریف ،انسان ،تقلید ،صدرالمتالهین از فلسفه هنر ،منشأ ،ذاتی ،عقیده حکمای اسلامی زیبایی‌های ،خداوند ،فلسفه هنر بحث زیبایی ،فیلسوفان اسلامی تعاریف ،آثار هنری ،حکمای اسلامی تلقی متعالی ،ادراک

فلسفة هنر به تبیین مبادی و مبانی غیرهنری هنر یا به تعبیر دیگر به تبیین مبادی فلسفی هنر می‌پردازد. هر چند فلاسفه اسلامی بخش مستقلی را در آثار خود به فلسفه هنر اختصاص نداده‌اند، اما به‌طور پراکنده در لابلای مباحث گوناگون به طرح مباحثی پرداخته‌اند که در قالب فلسفه هنر می‌گنجد. چنان‌چه در مورد معرفت شناسی و فلسفه علم هم وضع به همین منوال است. یکی از مباحث محوری در فلسفه هنر بحث زیبایی است. فیلسوفان اسلامی تعاریف و دیدگاه‌های ویژه درباره زیبایی دارند به عقیده حکمای اسلامی زیبایی‌های موجود در این عالم جلوه‌های ناقص و مقیدی از زیبایی مطلق یعنی حق‌تعالی هستند. دومین بحث محوری در فلسفه هنر، نقش خیال در پیدایش آثار هنری است. حکمای اسلامی به وجه مبسوط به بحث خیال و قوه خیال و عالم خیال و تاثیر آن در پیدایش آثار هنری مثل شعر پرداخته‌اند. از طرف دیگر در تلقی متعالی صدرالمتالهین از فلسفه هنر، منشأ هنر برخی اسماء و صفات الاهی از قبیل خالقیت و احسن الخالقیت حق‌تعالی دانسته شده است به این بیان که همه انسان‌ها به نحو تشکیکی خلیفه خداوند و وارث صفات الاهی‌اند. هنرمندان هم با خلق آثاری در حد خود تجلی بخش این اسماء و صفاتند. همچنین حکمای اسلامی تلقی متعالی از محاکات دارند که با تلقی افلاطون و ارسطو از محاکات تفاوت عمیق دارد و بسیار ژرف تر از آن‌ها است.

خلاصه ماشینی:

"عالم هاهوت یا غیب الغیوب ذات باری تعالی؛ میان این مراتب و عوالم، مرتبه جبروت و آنچه ما فوق آن قرار دارد، خالی و عاری از هرگونه شکل و صورت و مظاهر صوری است؛ در حالی که ملکوت یا همان عالم خیال و مثال دارای صورت است؛ اما ماده ندارد و حکیمان بعدی برای آن ماده و جسمی لطیف غیر از ماده عالم محسوس قائل شده‌اند؛ به‌همین جهت نیز این عالم را عالم صور معلقه می‌نامند؛ یعنی جهانی که صورت با ماده المواد (هیولا به معنای مشایی) ترکیب نشده است، پس عالم مثال از لحاظ معنای مشایی فاقد ماده یا هیولا است؛ اما به معنای اشراقی و عرفانی، ماده خود ماده و جسم لطیف دارد که همان جسم رستاخیز است و تمام اشکال وصور برزخی اعم از صور بهشتی و دوزخی متعلق به همین عالم و دارای جسم لطیف است. تامل پایانی وقتی سخنان فیلسوفان و عارفان اسلامی را در باره هنر و مصادیق گوناگون آن مثل شعر و موسیقی مورد تامل قرار می‌دهیم، هم توسعه قابل ملاحظه و هم ژرفای شگفت‌انگیزی را مشاهده می‌کنیم که در آثار افلاطون و ارسطو این مضامین بسط یافته و عمیق، موجود نیست؛ برای مثال، محاکات در دیدگاه افلاطون صرفا به تقلید از طبیعت ی صاحبان صنایع مثل نجارها اطلاق می‌شود و از این روی هنرمند را مقلدی می‌داند که شایسته نیست به مدینه فاضله راه داده شود؛ اما همین محاکات در اندیشه حکیمان اسلامی معنایی بس متعالی می‌یابد که گاهی حکایتگری از عالم ملکوت است و گاهی حکایت‌گری از بهشت عدن و طبق تذکار معرفت شهودی در عالم ذر و همین طور برای نمونه می‌توان دیدگاه پیش‌گفته صدرالمتالهین را با دیدگاه‌های افلاطون و ارسطو مقایسه کرد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.