Skip to main content
فهرست مقالات

نسبیت و خشونت

نویسنده:

خلاصه ماشینی:

"وقتی هیچ نظری و قرائتی، درست‌تر از نظر دیگر نیست و «حق» و «عدالت» و «حقوق» و ضرورت جانبداری از آنها منتفی است و وقتی از اینکه «حقیقت مطلق، نزد کسی نیست»، بتوان نتیجه گرفت که «پس هیچ حقیقتی نزد هیچکس نیست و با هر چیزی می‌توان مخالفت یا موافقت کرد و دلیل قاطعی، له یا علیه هیچ مضمونی در دست نیست»، در اینصورت هیچ ضامنی هم برای حقوق بشر و هیچ منعی برای خشونت و هیچ مهاری برای تجاوز به این حقوق، نمی‌توان جست. اگر ورای قرائت من و تو، حقیقت مسلم و قاطع و قابل احتجاج و داوری‌پذیری نیست و اگر هر کسی حق دارد به قرائت شخصی خود بیاویزد و هیچ «معیار مطلق» و «ملاک عام بین الاذهانی» برای داوری له و علیه، وجود ندارد، ما اخلاقا به «مستبد» نیز حق داده‌ایم که قرائت خود را کافی بداند زیرا هیچ قرائتی را نمی‌توان مجاب یا اصلاح کرد و قرائات ما مقید به حقیقتی در وراء خود، نیستند پس مستبدین را چگونه مجاب می‌کنید که قرائت آنان از اوضاع و تلقی آنان از حقوق و اختیارات خودشان، نادرست و مردود است؟! نظامی که خود را صرفا مسئول «رفاه شهروندان» بداند، عملا چیزی بنام اخلاقیات را بعنوان ملاک زندگی جمعی نمی‌شناسد تا دولت را در خصوص آن نیز مسئول بداند و لذا اخلاق را امری خصوصی و نسبی، تعبیر کرده و نه فقط رعایت آن، بلکه حتی تعیین آن در حوزه عمومی را برعهده خود شهروندان می‌نهد و حتی اگر به اخلاق عمومی، میدانی بدهند، مرادشان صرفا هنجارهای اجتماعی است که به ضریب کنترل در مقیاسهای اجتماعی دامن زند و توجه به ارزش انسانی و ذاتی «فضیلت» ندارند و از «انتخاب فرد»، هر چه باشد، حمایت می‌کنند و همه امور را صرفا با «قرارداد»، تمشیت می‌کنند، قراردادهائی که بمحض تحت فشار گذاردن غریزه، در خطر فسخ شدنند."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.