Skip to main content
فهرست مقالات

ای مهربان خدای

شاعر:

(1 صفحه - از 4 تا 4)

کلید واژه های ماشینی : ای، احساس، راز جان و مایة سرمستی، ار، احساس می‌کنم خلایی، سوزنده آتشی، لذت پرستش، کثرت ظهور، تویی آشکارتر، می‌کنم عطشی

خلاصه ماشینی:

"ای‌ مهربان‌ خدای‌: گم‌ گشته‌ام‌ تو بودی‌ و کردم‌ چو دیده‌ باز دیدم‌ به‌ آسمان‌ و زمین‌ و به‌ بام‌ و در تابنده‌ نور توست‌ هر جا ظهور توست‌ دیدم‌ به‌ هیچ‌ نقطه‌ تهی‌ نیست‌ جای‌ تو خوش‌ می‌درخشد از همه‌ سو جلوه‌های‌ تو ای‌ مبداء وجود! در قلب‌ من‌ تبی‌ است‌ گدازان‌ و دردناک‌ احساس‌ می‌کنم‌ که‌ به‌ کانون‌ جان من‌ سوزنده‌ آتشی‌ است‌ که‌ سر می‌کشد به‌ اوج‌ احساس‌ می‌کنم‌ عطشی‌ مست‌ و بی‌قرار اندر فضای‌ هستی‌ من‌ می‌دود چو موج‌ این‌ سوز عشق‌ توست‌، در من‌، چو جان‌، نهان‌ احساس‌ می‌کنم‌، درمان‌ نسازد این‌ تب من‌ جز دوای‌ تو زائل‌ نسازد این‌ عطش‌، الا لقای‌ تو ای‌ مهربان‌ خدای‌! احساس‌ می‌کنم‌ خلایی‌ در وجود خویش‌ کان‌ را نمی‌برد ز میان‌، جز پرستشت‌ ای‌ نازنین‌ خدای‌ احساس‌ می‌کنم‌ که‌ بود در سرشت من‌ سوزنده‌، یک‌ نیاز داغ‌ نیاز را نزداید ز سینه‌ام‌ جز لذت‌ پرستش‌ و جز نشئة‌ وصال‌ مخموری‌ مرا به‌ جز این‌ می، علاج‌ نیست‌ مطلب‌ عیان‌ بود، به‌ بیان‌ احتیاج‌ نیست‌ ای‌ مهربان‌ خدای‌!"

صفحه:
از 4 تا 4