Skip to main content
فهرست مقالات

تأملات معاصر معرفت شناختی و برون رفت های فکر دینی

نویسنده:

علمی-پژوهشی/ISC (22 صفحه - از 115 تا 136)

کلیدواژه ها :

تفسیر ،علم ،فلسفه ،عقلانیت ،معرفت شناسی ،صدق ،فکردینی ،عقلانیت عملی­­­­

کلید واژه های ماشینی : دینی، معرفت، عقلانیت، هرمنوتیک، صدق، عقل، فکر دینی، علم، معنا، مدرن

فکردینی در سده های میانه با استعداد از متافیزیک یونانی تلاش کرد دعاوی اصلی دین را در قالب قضایایی که صدق آن قابل اثبات استدلالی است، صورت بندی کند. فیلسوفان مدرن این امکان را مورد مناقشه قرار دادند؛ نویسندگان عصر روشنگری روایت غالب دین را به مرز خرافات فروکاستند؛ و پوزیتیویست های حلقة وین گزاره های دینی را فاقد معنا برشمردند. به این ترتیب زمینة حاشیه نشین شدن فکردینی و خروج کامل آن از دایرة قضایای دارای ارزش صدق یا امکان تصدیق فراهم شد. اما ظهور بعضی نظریه ها در معرفت شناسی و غلبة تدریجی آنها، مانع تسلیم کامل فکر دینی و خالی کردن عرصة احتجاج شد. هرمنوتیک مدرن از یک سو، و فلسفه علم پست پوزیتیویست از سوی دیگر، شرایطی فراهم کردند که براساس آن، تفسیرهای مختلف از واقعیت، از جمله تفسیردینی، در عرض هم قرار می گیرند، و اگر چه هم ارز نیستند، اما تخطئه یا طرد قاطع آن، نمی تواند منطبق با معیارهای عقلانی باشد.

خلاصه ماشینی:

"این رهیافت هرمنوتیکی از جمله ابزارهایی بود که به واسطة خوانش‌های مختلفی که به رسمیت شناخت و بلکه ناگزیر دانست، و به خصوص با توجه به نفی ملاک عینی برای تشخیص تأویل درست از نادرست یا مجاز از نامجاز، توانست زمینه‌ای فراهم کند که به گفتة کورت فرور از مطالب کتب مقدس و از جمله قرآن تفاسیر روشنفکرانه‌ای به دست داده شود که با ارزش‌های تثبیت شدة مدرن در تعارض نباشد و مهم‌تر از این، توانست زمینه‌ای فراهم کند که با فروکاستن بسیاری از نصوص دینی که قابل اجرا به نظر نمی‌رسید به جایگاه اولیة آن، شکل صوری آن را تعطیل شده انگاشته شود و معانی‌یی که می‌توانست در پشت آن صورت، معانی مخفی تلقی شود، در پوششی متناسب با هنجارهای روز عرضه شود. بر مبنای این تز هرگز نمی‌توان یک گزاره یا یک نظریة خاص علمی را با تجربه مواجه کرد و صحت و سقم آن را سنجید, بلکه مجموعة یک دستگاه تئوریک علمی را باید با مجموعه ای از داده های تجربی درگیر کرد و در صورتی که ناهمسازی میان آنها آشکار شود، تنها می‌توانیم بگوییم یکی از اجزای تئوری یا تجربه نادرست است و همین در تطبیق تئوری و تجربه خلل ایجاد کرده است، اما پیدا کردن جزء مشکل آفرین گاه ناممکن است26. اصل مدعا این است که اگر از متون، و حتی از پدیده‌ها، می‌توان، به نحو مشروع، خوانش‌های متعدد داشت که در عرض همدیگرند، اگر علوم دقیقه پارادیگماتیک هستند، اگر صدق و کذب گزاره‌ها اساسا بی‌معنا است یا دست کم ذیل یک تئوری خاص حقیقت، قابل قبول است، اگر دانش محصول قدرت است و اگر کارایی مهم است نه صدق، پس فاصله معرفت علمی و معرفت دینی کاهش می‌یابد."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.