Skip to main content
فهرست مقالات

بررسی مبانی صوفیه در فهم و تأویل قرآن

نویسنده:

علمی-پژوهشی (حوزه علمیه) (24 صفحه - از 109 تا 132)

کلیدواژه ها : قرآن ،تفسیر ،تأویل ،صوفیه

کلید واژه های ماشینی : قرآن ،صوفیه ،فهم ،صوفیان ،باطن ،تفسیر ،فهم قرآن ،ظاهر ،عارفان ،معانی ،اسلام ،حدیث ،علم ،دانش ،قلب ،فهم و تأویل قرآن ،مکاشفه ،غزالی ،مغز ،متصوفه ،عقل ،تفسیر قرآن ،باطن قرآن ،صوفیه در فهم ،پیامبر ،حقیقت ،تفسیر ظاهری در فهم باطن ،دیدگاه ،میان صوفیه با دیدگاهی متفاوت ،کشف

از نظر عموم مسلمانان قرآن کریم مهمترین منبع برای شناخت احکام و معارف اسلامی به شمار می‌آید. اما دربارة چگونگی فهم این کلام الهی میان آنان اختلاف شده و فرق و طوایف مختلف مسلمان با نگرش و دیدگاه خاص خود به آن نظر و کوشش کرده‌اند تا معانی آن را دریابند. در این میان صوفیه با دیدگاهی متفاوت با اهل حدیث و فقهاء و متکلمان اسلامی در صدد فهم و تأویل قرآن برآمده‌اند وشیوة صحیح فهم قرآن را طریق باطنی خوانده و سایر شیوه‌های تفسیری را کم فایده دانسته‌اند. از طرف دیگر اهل حدیث و فقهاء اسلوب صوفیه را در فهم قرآن بدعت و ناروا خوانده‌اند. در مقاله حاضر به بررسی مبانی صوفیه و عرفا و نیز موضع مخالفان آنها در خصوص فهم و تأویل قرآن پرداخته شده است.

خلاصه ماشینی:

"مولانا می‌فرماید (دفتر ششم، ص 403): قول حق را هم زحق تفسیر جو هین مگو ژاژ از گمان ای سخت رو نیز غزالی می‌گوید: کلمة «فقه» از جمله واژه‌هایی است که مدلول آن دستخوش تحریف و دگرگونی شده است و هم اکنون آن را به شناختن و دانستن اقسام فتاوی شگفت حمل می‌کنند، حال آنکه از فقه در عهد نخستین (عهد صحابه و تابعین) به عنوان شناخت علم آخرت و شناسایی نفس و آفات و بیماری‌های آن و همچنین درک حقارت دنیا و آگاهی یافتن از نعمتهایی که نیکان در آخرت از آن برخوردار می‌گردند و اظهار خشیت و خوف در دل نسبت به ذات باری ـ تعالی ـ تعبیر می‌شده است و مراد از «تفقه» در دین و «انذار» که در آیة شریفه «و لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم إذا رجعوا» (توبه: 122) آمده، این گونه از علم است نه علم احکام و مسائل مربوط به طلاق، لعان، عتق، اجاره و نظایر آن؛ چرا که سر و کار داشتن با این امور موجب قساوت قلب آدمی و از میان رفتن خشیت او نسبت به ذات باری ـ تعالی ـ می‌گردد همان گونه که این معنی را در مورد کسانی که صرفا به فقه روی آورده‌اند می‌توان دید (صدر المتألهین، 2/350؛ غزالی، احیاء، 1/44)."

  • دانلود HTML
  • دانلود PDF

برای مشاهده محتوای مقاله لازم است وارد پایگاه شوید. در صورتی که عضو نیستید از قسمت عضویت اقدام فرمایید.